الملا فتح الله الكاشاني
440
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
تا به جهت آن متهم باشم در آنچه ميگويم و ميفرمايم بلكه طمع من از شما هدايت شما است * ( إِنْ أَجْرِيَ ) * نيست جزاى من * ( إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ) * مگر بر خداى عالميان و بعد از اظهار عدم طمع اجر كه موجب تهمتست زبان بموعظه و نصيحت گشوده فرمود كه * ( أَ تُتْرَكُونَ ) * آيا طمع داريد كه واگذاشته خواهيد شد شما استفهام براى انكار است يعنى شما را نخواهند گذاشت * ( فِي ما هاهُنا ) * در آنچه هستيد اينجا يعنى در نعم دنيا از منازل و مساكن نزه و پر نعمت * ( آمِنِينَ ) * در حالتى كه ايمن باشيد از آفات و سالم از فوات و ميتواند بود كه همزه براى تقرير باشد به جهت تذكير نعمت در تخليهء و سبحانه ايشان را به آنچه متنعم اند در آن يعنى حق سبحانه شما را واگذاشته است در نعم دنيويه و امتعهء عاجله پس تفسير اين نعم مجمله ميفرمايد بقوله * ( فِي جَنَّاتٍ ) * در بوستانهاى پر از اشجار و اثمار * ( وَعُيُونٍ ) * و چشمه هاى آب و گويند مراد از عيون آبار است يعنى چاههاى پر از آب سرد و خنك چه قوم ثمود را چشمه و نهر نبوده * ( وَزُرُوعٍ ) * و كشتها * ( وَنَخْلٍ ) * و خرماستانهايى كه * ( طَلْعُها هَضِيمٌ ) * شكوفه هاى آن درختان لطيف و نازك و نرم بود به جهت لطافت ثمر آن ابن عباس فرموده كه طلع خرمائيست كه آن را كفرى خوانند و آن از لطف رطب است مشتق از طلوع به جهت آنكه طالع مىشود از نخل و هضيم بمعنى نضيج و عكرمه بر طب لين تفسير كرده و ضحاك گفته كه آن رطب ضامر است به جهت دخول بعضى از آن در بعضى متراكم بر بالاى يكديگر بر وجهى كه چون برهم افتد بعضى بعضى را بشكند و نزد مجاهد خرمائيست كه از غايت لطافت چون مس آن كند متفتت خورد و مرد گردد و نزد حسن خرماى بىاستخوانست ابو العاليه گفته كه خرمائيست كه چون در دهن نهند از همباز شود و مجاهد بر آنست كه خرما تا تراست هضيم گويند و چون خشك شد هشيم و گويند مراد نخل اناثست كه طلع آن الطف از ذكور است و افراد نخل بذكر با آنكه جنات شامل آن است به جهت فضل آنست بر ساير اشجار جنات و يا آنكه مراد صالح از جنات غير نخل بوده باشد از اشجار ديگر حاصل كه هود ع تذكير نعمت نموده بر ايشان و فرموده كه شما مرفهايد و متنعم در جنات مثمره و زروع كثيره و عيون نابعه و در اجود نخل و انفع آن * ( وَتَنْحِتُونَ ) * و ميتراشيد براى مساكن خود * ( مِنَ الْجِبالِ ) * از كوه ها * ( بُيُوتاً ) * خانها * ( فارِهِينَ ) * در حالتى كه حاذق و ماهريد در تراشيدن سنگها و يا نازان و بشاش و خوشحال در آن و اين از فراهت مشتق است بمعنى كيس كه حذاقة است و بمعنى نشاط چه حاذق در عمل با نشاط و طيب قلبست و چون حقتعالى اين نعم مذكوره و قوت اين صناعت بشما ارزانى فرموده