الملا فتح الله الكاشاني

437

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

از مال و متاع دنيا * ( إِنْ أَجْرِيَ ) * نيست پاداش من بر اين * ( إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ ) * مگر بر آفريدگار عالميان تقدير قصص بقول مذكور بجهة دلالة است بر آنكه بعث مقصور است بر خواندن پيغمبران قوم خود را بمعرفة حق و فرمانبردارى در آنچه مقرب مدعو باشد به ثواب او سبحانه و مبعدوى از عقاب او و همهء انبيا در اين دعوت مبرا بودند از مطالع دينيه و اغراض دنيويه و متفق برخواندن قوم خود بر اصول مذهب از توحيد و عدل و بعث و نشر و اگر چه مختلف بودند در بعضى تفاريع و چون قوم هود بلهو و لعب مشغول بودند و بعبث و بازى اوقات ميگذرانيدند از اينجهة هود ع انكار اين معنى نموده و فرمود كه * ( أَ تَبْنُونَ ) * آيا بنا ميكنيد * ( بِكُلِّ رِيعٍ ) * بهر موضع بلند * ( آيَةً ) * علامتى براى تماشاى آينده و رونده * ( تَعْبَثُونَ ) * بازى ميكنيد به بنيان آن بدون آنكه شما را به آن بنا احتياج باشد و در آنجا ساكن شويد و مقاتل بن سليمان فرموده كه ايشان در سفرها بسيارها راه رفتندى و راه بستاره ها بردندى و در سراهها بناهاى بلند و ميلهاى مرتفع بنا كردندى ببعث و اصلا بان احتياج نداشتند و گفته‌اند كه مراد به اين سراها است كه بر بلندى بنا كردندى و ايشان را به آن احتياج نبودى و كارى كه كسى كند بدون احتياج بدان عبث باشد و نزد بعضى آنست كه بر سر راهها خانهاى بلند ميساختند و در آنجا مينشستند و هر كه بر ايشان بگذشتى با او بازى كردندى مجاهد گفته كه مراد كبوتر خانها است كه براى طيران كبوتران و بازى كردن به آنها بر بلندى ساختندى و يا قصور رفيعه بنا كردندى و به آن بر يكديگر افتخار كردندى از پيغمبر ( ص ) مرويست كه هر كه بنائى بسازد آن بنا و بال وى باشد در آخرت مكر گاهى كه او را به آن گريزى نباشد و بريره از انس مالك روايت كند كه روزى پيغمبر ( ص ) قبهء رفيعى به نظر درآورد و فرمود كه ما هذه اين چيست اصحاب گفتند يا رسول اللَّه مالك ابن شخصى از انصار است آن حضرت آنجا مكث فرمود تا صاحب آن حاضر شد و چون نزد پيغمبر ( ص ) آمد سلام كرد حضرت از وى روى بگردانيد آن شخص اثر غضب رسول ( ص ) را نسبت به خود دريافت و شكايت آن را ببعضى از اصحاب كرد و گفت به خدا سوگند كه رسول خدا به نظر غضب بر من نگاه مىكند و از من اعراض مىكند نميدانم كه از من چه صادر شده گفتند كه پيغمبر ( ص ) قبهء ترا بديد و گفت اين از كيست گفتيم از فلان پس آن مرد قبه را بكند و با زمين هموار كرده روز ديگر چون پيغمبر ( ص ) به آنجا رسيد قبه را نديد سبب آن را پرسيد گفتند صاحب او بما شكايت كرد از اعراض شما از او ما صورت حال را بوى گفتيم او هدم آن كرد فرمود كه ان كل بناء يبنى و بال على صاحبه يوم القيمة الا ما لا بد منه القصه هود بر سبيل انكار بقوم خود گفت بناها ميسازيد بر مواضع بلند به جهت لهو و لعب بدون احتياج به آن * ( وَتَتَّخِذُونَ ) * و فرا