الملا فتح الله الكاشاني
438
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ميگيريد * ( مَصانِعَ ) * حوضهاى آب يا كوشك محكم يا ابنيهء رفيعه يا قلاع حصينه و اين جمع مصنع است * ( لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ) * گوييا شما جاويد خواهيد بود در آن و به جهت ابى بناى آن را محكم ميگردانيد به گچ و آجر چه اين ابنيه بناى كسانيست كه طمع خلود در آن دارند * ( وَإِذا بَطَشْتُمْ ) * و چون سخت گرفتيد يعنى مؤاخذه كرديد مردمان را بشمشير يا بتازيانه * ( بَطَشْتُمْ ) * سختگيرى كرديد * ( جَبَّارِينَ ) * در حالتى كه متكبرانيد و سركشان بدون شفقت و رافت و مهربانى و قصد تاديب و عاقبت بينى كسى است كه از سر غضب مردمان را زند و كشد و به عذاب تعجيل كند بىآنكه از عاقبت انديشد * ( فَاتَّقُوا اللَّه ) * پس بترسيد از خداى به ترك اين اشياى قبيحه و افعال شنيعه * ( وَأَطِيعُونِ ) * و فرمان بريد مرا در آنچه ميفرمايم كه اين انفع است مر شما را در دنيا و عقبى * ( وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُمْ ) * و بترسيد از آن خداى كه مددكارى كرد شما را * ( بِما تَعْلَمُونَ ) * به آنچه ميدانيد و ميشناسيد از انواع نعمتها هود ( ع ) تكرير اتقا فرموده در حالتى كه مرتب ساخته بر او امداد خداى تعالى ايشان را به آنچه معرفت دارند به آن از انواع نعم به جهت تعليل انقا و تنبيه بر وعد بر آن بدوام امداد و بر وعيد ترك آن بانقطاع آن و بعد از آن تفصيل بعضى از اين نعم نموده هم چنان كه بر وجه انكار بعضى از افعال شنيعه ايشان را تفصيل كرده بعد از اجمال آن بقوله الا تتقون به جهت مبالغه در ايقاظ و حث بر تقوى و فرمود كه * ( أَمَدَّكُمْ ) * امداد كرد شما را * ( بِأَنْعامٍ ) * بچهارپايان چون شتر و گاو و گوسفند تا از ايشان اخذ فوايد ميكنيد * ( وَبَنِينَ ) * و به پسران تا در همه حال حافظ و راعى انعاماند و يار و مددكار شما * ( وَجَنَّاتٍ ) * و ببوستانها كه از ميوهء آن منتفع ميشويد * ( وَعُيُونٍ ) * و بچشمهاى آب كه مهم سقيا و نشو و نماى زروع و اشجار به آن با تمام ميرسانيد بعد از آن ايعاد ايشان فرموده بقوله * ( إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ ) * بدرستى كه من ميترسم بر شما كه بر شرك مسريد * ( عَذابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ) * عذاب روزى بزرگ در دنيا كه آن روز هبوب صرصر است و در آخرت كه عذاب آتش دوزخ است چه او سبحانه هم چنان كه قادر است بر انعام قادر است بر انتقام وصف يوم بعظمة باعتبار وقوع عذاب عظيمست در آن * ( قالُوا ) * گفتند عاديان در جواب هود ع * ( سَواءٌ عَلَيْنا ) * يكسانست بر ما * ( أَ وَعَظْتَ ) * آيا پند دهى ما را * ( أَمْ لَمْ تَكُنْ ) * يا نباشى * ( مِنَ الْواعِظِينَ ) * از پند دهندگان يعنى ما طريقه خود را از دست نمىدهيم خواه تو واعظ و