الملا فتح الله الكاشاني
428
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
حقتعالى عباد را به آن امر فرموده و بدان خوانده * ( وَاجْعَلْ لِي ) * و بگردان از براى من * ( لِسانَ صِدْقٍ ) * زبان راست يعنى ثناى نيكو * ( فِي الآخِرِينَ ) * در ميان پس آمدگان يعنى ثنا و نيك نامى و آوازهء مرا جارى كن و زبان كسانى كه از پس من آيند بر وجهى كه اثر آن در دنيا تا بروز قيامت بماند و ايندعا بعز اجابت رسيده جميع امم از مجوس و يهود و نصارى و اهل اسلام ثناى خليل الرحمن ميگويند و محبت او را دارند و گفتهاند كه مراد وى بلسان صدق محمد صادقست از ذريهء او كه مجدد اصل دين او باشد و مردمان را بر آن خواند پس معنى آنست كه ظاهر كن براى تجديد اصل دين من كه توحيد است و آنچه از لوازم آنست راست گويى در آخرين امتان كه آن حضرت خاتمية ( ص ) است * ( وَاجْعَلْنِي ) * و گردان مرا * ( مِنْ وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ) * از وارثان بهشت پر نعمت در آخرت يعنى مرا داخل كسانى گردان كه در منازل بهشت جاى كنند و معنى وراثة در سورهء سابقه مرقوم شده * ( وَاغْفِرْ لأَبِي ) * و بيامرز مر پدرم را مراد عم او است و حقيقت معنى آنست كه او را توفيق ايمان ده و هدايت بخش تا آمرزيده شود * ( إِنَّه كانَ ) * بدرستى كه او هست * ( مِنَ الضَّالِّينَ ) * از گمراهان يعنى از طريق حق منحرفست و غافل از جاده صواب و در مجمع آورده كه وصف او بضال مشعر است بر آنكه عم او از روى جهل كافر بود نه بر سبيل عناد و جحود و وجوه استغفار ابراهيم براى عم خود در سورة التوبة به شرحى مبسوط بقلم بيان درآمده و اينجا اكتفاء بيكوجه نموده مىشود و آن اينست كه طلب مغفرت براى او به جهت آن بود كه وى وعدهء ايمان داده بود مر او را كقوله تعالى وَما كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ لأَبِيه الايه پس ابراهيم به جهت اينطمع و اميدوارى براى وى استغفار خواست و اگر ايندعا بعد از موت عم او باشد پس ميشايد كه استغفار به جهت ظن او بوده باشد به اينكه وى ايمان آورده اما در اخفاى آن كوشيده و تقيه نموده به جهت خوف از نمرود و به جهت اين او را وعدهء استغفار داده كما قال سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي و ميتواند بود كه هنوز ابراهيم در اينوقت ممنوع نبوده نباشد از استغفار بر اكفار * ( وَلا تُخْزِنِي ) * و رسوا مساز و خوار مگردان مرا به جهت معاتبه بر ترك اولى و نقض رتبهء من از رتبهء بعضى وراث به جهت آن * ( يَوْمَ يُبْعَثُونَ ) * در روزى كه برانگيخته شوند مردمان ذكر ضمير بدون مرجع به جهت معلوميت آنست و ميتواند بود كه راجع بضالين باشد يعنى در روزى كه مبعوث شوند گمراهان در مجمع آورده كه ايندعاى وى نيز بر وجه انقطاع بود از روى هضم نفس و براى تعليم امتان و اگر نه شبههء نيست در اينكه انبيا به جهت عصمت از خزى آن روز مبرا خواهند و از فضيحت آن مصون