الملا فتح الله الكاشاني

404

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بعد از آن جهت تنبيه باشد بر آنكه هيچ نباتى نيست الا كه در او فايدهء مندرج است يا تنها يا با غير خود چه فعل حكيم نيست مگر براى غرض صحيح و فايدهء بليغ اگر چه بندگان از آن غافل باشند و ذكر كل جهت احاطهء ازواج است و كم براى كثرت انواع و افراد آن و شعبى را از اين آيه پرسيدند فرمود مردمان از نبات زميناند زيرا كه اصل ايشان از زمينست كقوله تعالى وَاللَّه أَنْبَتَكُمْ مِنَ الأَرْضِ نَباتاً و به جهت عناد و تقليد اسلاف خود و فرار از مشقت تكليف در ايشان كريم و لئيم هست هر كه بايمان و عمل صالح ببهشت رود از نبات كريمست و هر كه بكفر و عمل بد بدوزخ رود از لئيم است * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در رويانيدن اصناف نبات يا در هر يك از نباتات * ( لآيَةً ) * هر آينه دليل است بر كمال قدرت و حكمت منبت آن و سبق نعمت و رحمت او * ( وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ ) * و نيستند بسيارى از ايشان * ( مُؤْمِنِينَ ) * گروند گان با وجود مشاهدهء چنين آيات عظيمه و علامات داله بر قدرت تامهء حضرت عزت جلت قدرته و عمت عطيته و جهت تقليد و عناد اسلام خود و فرار از مشقت تكليف * ( وَإِنَّ رَبَّكَ ) * و بدرستى كه پروردگار تو اى محمد ( ص ) * ( لَهُوَ الْعَزِيزُ ) * هر آينه او است غالب و توانا بر انتقام كشيدن از كفر بانزال عذاب بر ايشان * ( الرَّحِيمُ ) * مهربان بامهال ايشان و يا ببسط بساط عطا براى مؤمنان و يا منعم بانواع نعم بر جميع بندگان و بعد از ذكر احوال كفار و تعداد نعم خود بيان اقاصيص رسل خود ميفرمايد براى تسليهء حضرت رسالت پناه ( ص ) و تحريص او بر صبر و ترجيهء او به نزول نصر پس ابتدا بقصهء موسى و فرعون نموده كه اعظم و اكبر قصص است و ميگويد كه * ( وَإِذْ نادى ) * و ياد كن كه چون ندا كرد * ( رَبُّكَ مُوسى ) * پروردگار تو موسى را يعنى در وقتى كه نزديك شجره رسيد و نورى از آن لامع گشت و از آنجا به او ندا فرمود كه إِنِّي أَنَا اللَّه رَبُّ الْعالَمِينَ بعد از آن او را ندا كرد * ( أَنِ ائْتِ ) * به اينكه بيا * ( الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * بگروه ستمكاران به جهت كفر و استبعاد بنى اسرائيل و ذبح اولاد ذكور ايشان و ذكر آية در مقام اذهب اشعار است بر آنكه او سبحانه مستمع مجادلهء ايشان خواهد بود و قوله * ( قَوْمَ فِرْعَوْنَ ) * بدل قوم اول است يا عطف بيان آن يعنى توجه كن بگروه فرعون كه بر خود ستم كردند بكفر و شرك و بر بنى اسرائيل بجور * ( أَ لا يَتَّقُونَ ) * آيا نميترسند يعنى وقت آن نيامد كه از خداى تعالى و عذاب او حذر كنند استفهام براى تقرير است يعنى بايد كه بترسند از عذاب الهى و دست از كفر بردارند و بنى اسرائيل را بگذارند اين استيناف كلام است كه در عقب ارسال موسى بايشان ذكر فرموده براى انذار ايشان و تعجب موسى از افراط ايشان در ظلم و اجتراى ايشان