الملا فتح الله الكاشاني
405
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
بر آن و چون موسى اين ندا بشنيد * ( قالَ ) * در جواب گفت * ( رَبِّ ) * اى پروردگار من * ( إِنِّي أَخافُ ) * بدرستى كه من ميترسم * ( أَنْ يُكَذِّبُونِ ) * از آنكه تكذيب كنند مر او رسالت مرا باور ندارند * ( وَيَضِيقُ صَدْرِي ) * و تنك مىشود دل من از تكذيب ايشان * ( وَلا يَنْطَلِقُ لِسانِي ) * و نگشايد زبان من و عقدهء كه دارد زياده گردد و اين سخن قبل از زوال حبسه بود و پس از دعا در ازالهء آن * ( فَأَرْسِلْ ) * پس بفرست جبرئيل را * ( إِلى هارُونَ ) * بسوى برادر من هارون و او را شريك من گردان در رسالت تا باعانت او نزد فرعونيان رويم موسى مرتب ساخته استدعاى ضم برادر را به خود و اشتراك او را براى خود در امر دعوت بر امور ثلثه كه آن خوف تكذيبست و ضيق قلب به جهت انفعال از تكذيب و ازدياد حبسه در لسان او به جهت انقباض روح به باطن قلب نزد ضيق صدر بر وجهى كه اصلا منطلق نشود و اين ترتيب استدعا براى آنست كه امور ثلثه هر گاه مجتمع شوند احتياج ميافتد بمعنى كه دل او قوى باشد و نايب مناب او شود در وقت عروض حبسه تا دعوت مختل نشود و حجت منقطع نگردد و اظهار اين كلام براى تقبل است نه براى تعلل از او و توقف در تلقى امر پس اظهار آن به جهت طلب معونتست بر امتثال امر و تمهيد عذر در آن و بدانكه خوف بمعنى انزعاج نفس است بتوقع ضرر و نقيض آن امن است كه عبارتست از سكون نفس بخلوص نفع و قوله * ( فَأَرْسِلْ إِلى هارُونَ ) * در معنى اينست كه ( فارسل الى هارون جبرئيل و اجعله نبيا و ازرنى به و اشدد به عضدى ) و اختصار اين كلام به جهت بسط آنست در سورهء طه و اين از احسن اختصار است و مانند اينست در تقصير تطويل و حسن آن قوله تعالى فَقُلْنَا اذْهَبا إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا فَدَمَّرْناهُمْ تَدْمِيراً كه اقتصار شده بر ذكر طرفين قصهء كه آن انذار است و تدمير حاصل كه موسى فرمود كه بار خدايا اگر مصلحت ميبينى هارون را بشرف نبوت مشرف فرماى تا ظهير و معين من باشد در اين امر * ( وَلَهُمْ عَلَيَّ ) * و مر ايشان را است بر من * ( ذَنْبٌ ) * دعوى گناهى مراد قتل قبطى است و در كلام مضاف مقدر است اى ( تبعة ذنب ) و يا بر سبيل تجوز تبعه باسم ذنب مسمى شده و تسميهء قتل قبطى بذنب بزعم ايشانست يعنى چون كه ايشان كشتن قبطى را گناه ميدانند * ( فَأَخافُ ) * پس ميترسم * ( أَنْ يَقْتُلُونِ ) * آنكه مرا بكشند بعوض قتل قبطى قبل از اداى رسالت و گويند آن خباز فرعون بود نام وى فاتون و اين كلام نيز تعلل نيست در امر دعوت بلكه براى استدفاع بليهء متوقعه است هم چنان كه استمداد و استظهار است در امر دعوت و چون موسى اين استدعا و استدفاع فرمود * ( قالَ ) * گفت خداى تعالى * ( كَلَّا ) * نه آن چنانست كه ايشان بر تو