الملا فتح الله الكاشاني
403
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اشارت كرد كه عليكم بقتل الكافرين ايشان عمودهاى آهنين كشيدند و آن هشتاد كس را خورد و مرد كردند و درهم شكستند و در ميان اسراى بيفكندند آن گاه بفرمود تا سماط آوردند و بر سر ايشان بگستردند و بشكرانه استيصال و زارى بنى اميه مردمان را اطعام داد و حكومت مستقلا بر بنى عباس قرار گرفت بعد از آن در صفت منكران قران فرمود * ( وَما يَأْتِيهِمْ ) * و نميآيد بدايشان * ( مِنْ ذِكْرٍ ) * هيچ موعظه و پندى * ( مِنَ الرَّحْمنِ ) * از جانب خداى بخشاينده * ( مُحْدَثٍ ) * كه فرو فرستاده شده است يعنى هيچ آيتى و سورهء از قرآن مجدد فرود نيامده يكى بعد از ديگرى به جهت تكرير تذكير و تقريع تقرير * ( إِلَّا كانُوا عَنْه ) * مگر كه باشند از آن * ( مُعْرِضِينَ ) * روى گردانندگان يعنى مگر كه مجددا از آن اعراض كنند و اصرار نمايند بر آنچه هستند بر آن از شرك و كفر و طغيان و عصيان * ( فَقَدْ كَذَّبُوا ) * پس بدرستى كه تكذيب كردند قرآن را بعد از اعراض نمودن ايشان از آن و امعان نمودند در تكذيب آن بر وجهى كه در استهزاى آن كوشيدند و سخريه به آن نمودند * ( فَسَيَأْتِيهِمْ ) * پس زود باشد كه بيايد بد ايشان نزديك مرك يا بوقت بعثت يا در روز بدر * ( أَنْبؤُا ما كانُوا بِه ) * خبرهاى آنچه بودند كه بدان * ( يَسْتَهْزِؤُنَ ) * استهزا ميكردند و باور نميداشتند از بعث و نشور و بهشت و دوزخ و ثواب و عقاب يعنى در آن وقت بر ايشان حقيقت اين امور موعوده ظاهر گردد و بر صدقيت آن عارف گردند و آن هنگام حسرت و ندامت و پشيمانى ايشان را نفع ندهد و نعم ما قيل امروز بدان مصلحت خويش كه فردا دانى و پشيمان شوى و سود ندارد ذكر الفاظ مختلفه كه آن اعراض و تكذيب و استهزا است با آنكه غرض متحد است كه آن اعراض ايشانست به جهت بيان اختلاف اعراضست فكانه قيل حين اعرضوا عن الذكر فقد كذبوا به فقد خف عندهم قدره فصار عرضه الاستهزاء و السخرية يعنى هنگامى كه اعراض نمودند از قرآن پس تكذيب كردند به آن و نزد اينحال قدر و مرتبهء آن خفيف و سبك نمود نزد ايشان پس زبان استهزا و سخريه بر آن دراز كردند و بعد از آن بر سبيل تذكير نعمت ميفرمايد كه * ( أَ وَلَمْ يَرَوْا ) * آيا در نمىنگرند مكذبان بعث و نگاه نميكنند * ( إِلَى الأَرْضِ ) * بسوى زمين كه بمحض قدرت * ( كَمْ أَنْبَتْنا فِيها ) * چند برويانيديم در ان بعد از مردگى و افسردگى ان * ( مِنْ كُلِّ زَوْجٍ ) * از هر صنف گياه * ( كَرِيمٍ ) * كه نيكو و پسنديده است و بسيار منفعت اين صفت كل است يعنى هر نباتى كه محمود و مرضى و كثير النفع است ذكر اين صفت اينجا به جهت آنست كه متضمن مزيت دلالت است بر قدرت پس مراد نبات مقيد باشد نه مطلق و ميتواند بود كه مراد مطلق نبات باشد و بنا بر اين ايراد اينصفت