الملا فتح الله الكاشاني

401

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

فواتح قرآن و خواتيم سورة البقره از تحت عرش به من فرستاده و حواميم را نيز به من عطا فرموده كه هيچ پيغمبرى را نداده و سورهء مفصل را زياده بر آن ارزانى فرموده و ابو بصير از ابو عبد اللَّه روايت كرده كه هر كه قراءة طواسيم ثلثه كند در شب جمعه از اولياء اللَّه باشد و در جوار و كنف او و در دنيا هرگز درويشى به دو نرسد و در آخرت چندان نعم جليله بوى دهند كه فوق رضاى او باشد و او را به صد حور العين تزويج نمايد و ساكن گرداند او را در جنت عدن كه وسط بهشت عنبر سرشتست و او را همنشين انبياء و مرسلين و اوصياء راشدين سازند و بدانكه چون حقتعالى در مختم سورة الفرقان ذكر تكذيب كفار نمود بكتاب قرآن در مفتتح اينسوره وصف آن كتاب كرده و گفته كه * ( بِسْمِ اللَّه الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ طسم ) * از قتاده و ضحاك منقولست كه حروف مقطعه اسامى قرآنند و لهذا اقرب آنست كه بعد از اينحروف ذكر قرآن شده و در روايت جبائى والبى از ابن عباس روايتست كه آن اسميست از اسماى الهى و گويند هر حرفى اشارتست به اسمى چنان كه طسم بطاهر و ساتر و مجيد و از صادق ( ع ) مرويست كه اين اشاره بطوبى و سدره و محمد است و قرطى گفته كه اين قسم است به طول و سنا و ملك او سبحانه و محمد بن حنفيه از امير المؤمنين ( ع ) روايت كرده كه چون طسم نازل شد پيغمبر ( ص ) فرمود الطاطور و سينا و السين الاسكندرية و الميم مكه و در بحر الحقايق آورده كه طا اشارتست بطيران مرغان هوايى وحده كه طايرند باللَّه و سين عبارت از سير كنندگان طريق معرفت كه سايرند الى اللَّه و ميم ايما است بمشى سالكان سبيل عبوديت كه ميروند للَّه و فى اللَّه و يا اشارتست بطلب مبتديان و سرور متوسطان و مشاهدهء منتهيان صاحب كشف الاسرار گفته كه حقتعالى قسم ياد مىكند بطهارة عز ازلى و سناى جبروت ابدى و مجد جلال سرمدى جواب قسم اينكه * ( تِلْكَ ) * اينسورة * ( آياتُ الْكِتابِ الْمُبِينِ ) * آيتهاى كتابيست هويدا يعنى قرآن كه ظاهر است اعجاز و صحت آن و يا روشنست حلال و حرام او و مبين بمعنى پيدا كننده و روشن سازنده نيز آمده يعنى قرآن ظاهر كننده حق و ظاهر سازندهء باطل است و آشكار سازندهء مقدمات هدايت و نتايج ضلالت و گويند مراد بكتاب لوح محفوظ است يعنى اينسوره آيات كتابيست كه لوح محفوظ است كه در او روشن و هويدا است آنچه بود و خواهد بود چون قريش اين چنين كتابى را تكذيب كرده ايمان نياوردند و حضرت رسالت ( ص ) بر ايمان ايشان بسيار حريص بود و بغايت مايل اين صورت بخاطر مبارك وى شاق آمد و بسيار ملول خاطر گشت حقتعالى به جهت تسليهء دل اقدس وى فرمود كه اى محمد چه