الملا فتح الله الكاشاني

396

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كذب يا غير آن از مقابح و اصل زور تمويه است و آراستن باطل است به آنچه موهم آن باشد كه حق است يعنى باطل را به صورت حق نمودند و تزوير از اين ماخوذ است و بنا بر قول اول در كلام مضاف محذوفست اى لا يشهدون شهادة الزور و اولى حمل آية است بر عموم يعنى عباد الرحمن متنفرند از محاضرهء كذابين و خطابين و ساير اهل فسق و ارباب بطلان پس حاضر نميشوند در مجالس ايشان و نزديك آن نميگردند به جهت تنزه از مخالطت شر و اهل شر و براى صيانت دين خود از چيزى كه ثلم آن نمايد زيرا كه مشاهدهء باطل شركت است در آن و لهذا گفته‌اند كه ( النظار الى كل ما لم تسوغه الشريعة هم شركاء فاعليه ) يعنى نظر كنندگان بهر چه شريعت تجويز آن نكرده شريكانند يا كنندگان آن چه حضور ايشان دليل است رضا به آن و موجب كثرت اهل مجلس آن و ديگر آنكه علت حاضر شدن در آن استحسان نظار است و رغبت ايشان در نظر كردن در آن در مواعظ عيسى بن مريم ( ع ) واقع شده كه و اياكم مجالسة الخطا بين * ( وَإِذا مَرُّوا ) * و چون بگذرند اين بندگان حميد الخصال * ( بِاللَّغْوِ ) * به چيز ناپسند عقلا و غير مجوز شرعا * ( مَرُّوا كِراماً ) * بگذرند در حالتى كه كريمان و بزرگواران باشند يعنى مكرم نفس خود باشند و دور دارند او را از آنكه بايستند بر آن و خوض نمايند در آن و از جملهء مرور بر وجه كرام اغضا است از فواحش و صفح از ذنوب و كناية از آنچه مستهجن باشد تصريح به آن و امثال آن يق تكرم فلان عما يشينه اذا تنزه و اكرم نفسه عنه و گويند مراد آنست كه اگر دشنام بشنوند از آن اعراض نمايند و كسى كه استعانه جويد از ايشان بر امر حقى اعانت به ايشان كنند و از ابى جعفر ( ع ) و مجاهد مرويست كه اذا ذكر الفرج كفوا عنه و كلبى گفته كه مراد بلغو معاصى است يعنى چون باهل لغو بگذرند زود گام برگيرند و بروند و نفس خود را بزرگ دارند از آنكه توقف نمايند و با ايشان در آنكار شروع كنند و در مجمع آورده كه اصل لغو فعليست كه هيچ فايدهء در آن نباشد و لهذا كلمهء بىفايده را لغو گويند و اين اعم از معاصى است چه فعل ساهى و نامى را لغو ميگويند و حال آنكه متصف به معصيت نيست ابراهيم بن ميسره گفته كه عبد اللَّه مسعود جايى بگذشت رسول ( ص ) فرمود ان ابن مسعود اصبح كريما * ( وَالَّذِينَ ) * و ديگر بندگان حق آن كسانند كه * ( إِذا ذُكِّرُوا ) * چون پند داده شوند * ( بِآياتِ رَبِّهِمْ ) * بآيتهاى پروردگار ايشان يعنى مواعظ قرآن يا كلمات زاجره آن * ( لَمْ يَخِرُّوا عَلَيْها ) * بر روى نيفتادندى بر آن * ( صُمًّا ) * در حالتى كه كران باشند و نشنوند آن را * ( وَعُمْياناً ) * و كوران كه نبينند انوار آن را يعنى اقامت نكنند بر آن در حالتى كه نشنوند آن را و نبينند آن چيزى را كه در او است مانند كسى كه اصلا نشنود و نبيند چون منافقان و اشياع و اتباع ايشان كه به جهت اظهار