الملا فتح الله الكاشاني
397
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
حرص شديد بر استماع آن بر روى درافتند اما مانند كران و گنگان باشند در عدم اصغا و ابصار بر وجه اعتبار بلكه بر روى درافتادند نزد تذكير به جهت كمال حرص بر استماع آن در حالتى كه باذن واعيه و عيون راعيه آن را ديدند و شنيدند مراد آنست كه به گوش هوش شنيدند و بديدهء بصيرت جلوات جمال او را ديدند پس مراد از نفى نفى حالست كه سمع و بصر است نه نفى فعل كه خرور است كقولك لا تلقانى زيدا مسلما كه مراد نفى اسلام است نه ملاقات و گويند ضمير عليها راجع بمعاصيست كه لغو دال است بر آن و اين بعيد است حاصل كه ايشان از آيات الهى تغافل نورزيدند و بسمع قبول اصغا نمودند و بديدهء بصيرت ديدند و از آن اعتبار گرفتند و بر وفق آن عمل نمودند * ( وَالَّذِينَ ) * و ديگر ايشان آنانند كه از روى نياز * ( يَقُولُونَ ) * ميگويند كه * ( رَبَّنا هَبْ لَنا ) * اى پروردگار ما ببخش ما را * ( مِنْ أَزْواجِنا ) * از زنان ما * ( وَذُرِّيَّاتِنا ) * و فرزندان ما * ( قُرَّةَ أَعْيُنٍ ) * كسى را كه روشنى ديدها بود يعنى ما از ايشان خوشدل و شادمان باشيم مراد اهالى و اولاد صالحاند زيرا كه چون مؤمن اهل و ولد خود را صالح و متقى ببيند دل او شاد و چشم او روشن گردد و مراد از استيهاب ايشان از خدا ازواج و ذريات موصوفه را طلب توفيق ايشانست از او سبحانه از براى طاعة و حيازت فضايل ازواج و اولاد خود و مقرر است كه مشاركت اهل مؤمن با او در طاعت موجب مسرت قلب و روشنى چشم او است به جهت مساعدهء ايشان او را در دين و توقع لحوق ايشان به او در جنت و حفص ذريات بجمع خوانده و من در من ازواجنا از براى ابتدائيه است اى من ازواجنا ما تقر به عيوننا من طاعة و صلاح يا بيانيه كانه قيل هب لنا قرة اعين ثم نبيت القرة و فسرت بقوله * ( مِنْ أَزْواجِنا وَذُرِّيَّاتِنا ) * كقولك رايت منك اسدا اى انت اسد و تنكير اعين به جهت ارادهء تنكير قره است براى تعظيم عيون اهل ايمان و يا به جهت ارادهء تعليل قرة زيرا كه مراد اعين متقيانست و آن قليل است نسبت بعيون غير ايشان و ايثار اعين كه جمع قلتست بر عيون مؤيد اينست از محمد بن كعب روايتست كه ليس شيئى اقر لعين المؤمن من ان يرى زوجه و اولاده مطيعين اللَّه عز و جل هيچ چيز چشم مؤمن را چنان روشن نميكند كه بيند زوجه و اولاد خود را مطيع و فرمانبردار او سبحانه و از ابن عباس مرويست كه هو الولد اذا راه يكتب الفقه مراد از اين فرزنديست كه آن را بيند كه كتابت علم فقه كند و گويند معنى آنست كه ايشان از حقتعالى سؤال كنند كه ازواج و ذريهء ايشان را ملحق سازد بايشان در بهشت تا سرور ايشان تمام گردد و بدانكه قرة در اصل لغت بمعنى خنكى و سرما است و اين كنايه است از شادى براى آنكه آب چشمى كه از شادى بود سرد و خنك بود و آنچه از اندوه بود كرم * ( وَاجْعَلْنا ) * و بگردان ما را * ( لِلْمُتَّقِينَ إِماماً ) * براى پرهيزكاران پيشوا يعنى ما را چندان توفيق پرهيزكارى ده كه شايسته امامت متقيان باشيم يعنى اهل تقوى بما اقتدا كنند در