الملا فتح الله الكاشاني
357
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
گويند كه * ( أَ هذَا الَّذِي ) * آيا اين آن كس است كه * ( بَعَثَ اللَّه رَسُولًا ) * برانگيخت او را خداى براى ما در حالتى كه فرستاده شده است صاحب حال ضمير مفعول محذوفست كه عايد اسم موصول است اى بعثه اللَّه رسولا و اين كلام محكى است بعد از قول مضمر و هذا اشارت باستحقار است و اخراج * ( بَعَثَ اللَّه رَسُولًا ) * در معرض تسليم و اقرار به آنكه در نهات جحود و انكار بودند بنا بر مبالغه است در انكار و تهكم و استهزا و اگر نه سوق كلام مقتضى آن بود كه چنين باشد كه أ هذا الذى زعم انه بعثه اللَّه رسولا * ( إِنْ كادَ ) * ان مخففه از مثقله است و ضميرشان در آن مقدور و ادخال لام در خبر آن دال است بر آن يعنى كفار مكه گفتند كه نزديك بود كه محمد ( ص ) بسخن دلفريب و بسيارى جهد در دعوت و كثرت آنچه ايراد مىكند از دلايل بر مدعاى خود كه سبقت مينمايد بذهن به آنكه آن حجج و معجزات باشد * ( لَيُضِلُّنا ) * تا گمراه گرداند و بازدارد ما را * ( عَنْ آلِهَتِنا ) * از پرستش خدايان ما * ( لَوْ لا أَنْ صَبَرْنا ) * اگر نه آن بودى كه ما صبر كرديم * ( عَلَيْها ) * بر عبادت آنها و ثابت قدم شديم در پرستش ايشان حذف جواب لو به جهت دلالت كلام سابق است بر آن يعنى اگر استمساك نميكرديم بر عبادت الههء خود و ثبات نميورزيديم بر آن محمد ( ص ) ما را باز ميداشت از آن به جهت فرط اجتهاد او در دعوت كردن بتوحيد آيه دليل است بر فرط مجاهدهء رسول ( ص ) در دعوت و بذل وسع و طاقت در استعطاف بايشان با وجود عرض آيات و معجزات بر ايشان تا بمرتبهء كه مشرف بر اين شده بودند كه ترك دين خود كنند و بدين اسلام آيند ليكن فرط لجاج و استمساك ايشان بعبادت الهه خود مانع اين سعادت شد و در شقاوت ابدى بماندند و گويند آيه مذكوره مقول قول ابو جهل است و بر هر تقدير حقتعالى از روى وعيد در جواب اينقول فرمود كه * ( وَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ) * و زود باشد كه بدانند آن جماعتى كه قايل به اين قولند * ( حِينَ يَرَوْنَ الْعَذابَ ) * آن هنگام كه معاينه ببينند عذاب را كه * ( مَنْ أَضَلُّ سَبِيلًا ) * كيست از اهل ايمان و كيست از ايشان گمراه تر از طريق هدى آيه دالست بر آنكه حقتعالى اهمال نخواهد كرد در عذاب ايشان و اگر چه امهال نمايد و از ابن جبير مرويست كه مشركان سنگى يا كلوخى يا چوبى را ميپرستيدند و چون سنگى نيكوتر و كلوخى و چوبى زيباتر ديدندى معبود خود را گذاشته بر پرستش آن پرداختندى حقتعالى فرمود كه * ( أَ رَأَيْتَ ) * آيا ديدى * ( مَنِ اتَّخَذَ ) * كسى را كه فرا گرفت * ( إِلهَه ) * هواى خود را خداى خود يعنى كسى كه هر چندگاه آنچه آرزو كند پرستد و تقديم مفعول ثانى جهت كثرت اهتمام است به آن كقوله علمت منطلقا زيدا و ابن عباس چنين