الملا فتح الله الكاشاني
350
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
هاى خود يعنى روى به زمين نهاده و پاى بر هوا ميروند * ( إِلى جَهَنَّمَ ) * بسوى دوزخ و يا روى ايشان را به زمين كشند تا بدوزخ جار و مجرور اول در موضع حال است اى مقلوبين او مسحوبين اليها يعنى مشركان محشور شوند در حالتى كه منكوس باشند و يا به زمين كشيده شوند تا بجهنم و در حديث آمده كه لحشر الناس يوم القيمة على ثلاثة اصناف صنف على الدواب و صنف على الاقدام و صنف على الوجوه و اسم موصول مرفوع يا منصوب المحل است بر ذم و يا مبتداست و خبر آن قوله * ( أُوْلئِكَ شَرٌّ مَكاناً ) * يعنى آنان كه بر روى محشور شوند و به اين هيئت ايشان را بدوزخ برند آن گروه بدترند از روى مكان يعنى مكان ايشان بدتر است از منازل فقراء مؤمنين كه در دنيا داشتهاند و ايشان طعنه ميزدند كه اى الْفَرِيقَيْنِ خَيْرٌ مَقاماً وَأَحْسَنُ نَدِيًّا * ( وَأَضَلُّ سَبِيلًا ) * و كجتر و ناصوابتر از روى راه چه راه ايشان مفضى به آتش دوزخ است و مفضل عليه رسول است و اتباع او بر طريق قوله قل هل ننبئكم بشر من ذلك مثوبة عند اللَّه من لعنه اللَّه و غضب عليه گوئيا معنى كلام اينست كه حامل شما اى مشركان بر اين اسوله تحقير مكان پيغمبر است و تضليل سبيل او و حال آنكه نميدانيد حلول خود را در مآل تا عالم شويد به آنكه كدام از شما و پيغمبر مكان او بدتر است و راه ناصوابتر گويند اين آيه متصل است بقوله أَصْحابُ الْجَنَّةِ يَوْمَئِذٍ خَيْرٌ مُسْتَقَرًّا و وصف سبيل بضلال از اسناد مجازيست براى مبالغه در صحيح بخارى مذكورست كه حضرت رسالت ( ص ) را سؤال كردند كه كيف يحشر الكافر على وجهه يوم القيمة در روز قيامت چگونه كافر را بر روى محشور سازند فرمود كه ان الذى امشاه على رجليه قادر على ان يمشيه على وجهه يوم القيمة يعنى بدرستى كه آن كسى كه كافر را بر هر دو پا به راه ميبرد قادر است بر آنكه او را بر روى به راه برد و بعد از ذكر حال كافران و مشركان در آخرت حكايت انبيا و امم ايشان ميفرمايد براى تسليهء حضرت و ميگويد كه * ( وَلَقَدْ آتَيْنا مُوسَى ) * و بتحقيق كه داديم موسى را * ( الْكِتابَ ) * كتاب تورية بعد از غرق شدن فرعون و اتباع او * ( وَجَعَلْنا ) * و گردانيديم بعد از غرق شدن فرعون * ( مَعَه ) * با موسى * ( أَخاه هارُونَ ) * برادر او هارون را * ( وَزِيراً ) * يار و مددكار در حمل دعوت و اعلاء كلمه يعنى تا حامل بعضى از اثقال دعوت و اعباي تبليغ او شود و وزارت منافى مشاركت او نيست در نبوت زيرا كه متشاركان در امر متوازرانند بر آن * ( فَقُلْنَا اذْهَبا ) * پس گفتيم كه هر دو برويد * ( إِلَى الْقَوْمِ الَّذِينَ ) * بسوى گروه قبطيان يعنى فرعون و اهل او كه آنانند كه * ( كَذَّبُوا ) * تكذيب كردند * ( بِآياتِنا ) * آيات ما را كه بايشان نموديم از معجزات و يا دلايل عقليه پس ايشان به حكم ما برفتند و آن قوم را به حق دعوت