الملا فتح الله الكاشاني

333

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بطال امر تو بدليل و برهان و يا راه برشد و هدى نميبرند و از اين جهت حيران و سرگردانند و بر هيچ سخن قرار نميگيرند * ( تَبارَكَ الَّذِي ) * بزرگوار است آن كس كه بمحض فضل * ( إِنْ شاءَ ) * اگر خواهد * ( جَعَلَ لَكَ ) * بسازد و ببخشد مر تو را * ( خَيْراً مِنْ ذلِكَ ) * بهتر از گنج و بوستان دنيا كه ايشان ميگويند * ( جَنَّاتٍ ) * بدل خير است يعنى كرامت فرمايد به تو در آخرت بوستانهايى كه * ( تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * روان باشد از زير درختان آن جويها * ( وَيَجْعَلْ لَكَ ) * عطفست بر محل جزا و بكر برفع خوانده به جهت آنكه شرط هر گاه ماضى باشد در جزاى او كه مضارع باشد رفع و جزم هر دو جايز است يعنى بدهد ترا در آن بوستانها * ( قُصُوراً ) * كوشكهاى عالى و مسكنهاى رفيع و تسميهء كوشك به قصر به جهت آنست كه بسبب علو و رفعت آن دستها از آن و از سكنهء آن كوتاه باشد و به آن نرسد و بنا بر رفع ميتواند بود كه كلام مستانف باشد براى وعد آنچه آن حضرت را باشد در آخرت از عبد اللَّه عباس روايتست كه چون مشركان رسول ( ص ) را طعنه زدند به فقر وفاقه آن حضرت دلتنك شد جبرئيل آمد و گفت يا رسول اللَّه ( ص ) حقتعالى ترا سلام مىرساند و ميگويد كه اين مشركان ترا ميگويند كه ما لِهذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعامَ و بعد از آن به جهت تسليهء وى اين آيه بر او خواند كه وَما أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنَ الْمُرْسَلِينَ إِلَّا إِنَّهُمْ لَيَأْكُلُونَ الطَّعامَ وَيَمْشُونَ فِي الأَسْواقِ آن حضرت فرمود كه چون جبرئيل اين آيه بر من خواند ديدم كه منقبض و متقلص شد و به مقدار دانهء عدس شد من گفتم يا امين اللَّه ترا چه شد گفت يا رسول اللَّه ( ص ) درى از درهاى بهشت آسمان بر گشادند كه قبل از اين هرگز نگشاده بودند نميدانم كه برحمت مفتوح شده يا به عذاب و من از خوف آنكه مبادا عقاب خدا بر جماعتى نازل شود كه ترا طعنه زدند و دلتنك كردند چنين شده‌ام در اثناى اين حال جبرئيل به حالت اول رفت و خوشحال شد و گفت يا رسول اللَّه ( ص ) بشارت باد ترا كه در آسمان براى نزول رحمت بر تو گشوده‌اند و آن فرشته كه مىآيد رضوان است كه خازن بهشت و آرايندهء روضات جنانست و ترا بشارت آورده از جانب خدا بر آنكه وى از تو خوشنود است پس رضوان فرود آمد و سلام كرد و آيهء * ( تَبارَكَ الَّذِي إِنْ شاءَ جَعَلَ لَكَ خَيْراً مِنْ ذلِكَ ) * الخ بر آن حضرت خواند و درجى از نور پيش آن حضر نهاد و فرمود كه پروردگار تو ميفرمايد كه مفاتح خزاين دنيا در اينجا است آن را بدست تصرف تو ميدهيم بى آنكه از كرامت و نعمتى كه نامزد تو كرده‌ايم در آخرت مقدار پر پشهء كم كنيم رسول ( ص ) روى بجبرئيل كرد مانند كسى كه با كسى مشورت كند و جبرئيل اشارت به زمين كرد و گفت تواضع للَّه طريق عجز و افتقار و تواضع براى خدا اختيار كن حضرت فرمود اى رضوان مرا به اين احتياج نيست فقر را دوست تر ميدارم و ميخواهم كه بندهء صبور و شكور باشم رضوان گفت اصبت اصاب اللَّه بك الرشاد صواب