الملا فتح الله الكاشاني
321
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
عباس مرويست كه تندرستان صحابه با اعمى و اعرج و مريض مواكله نكردندى و آن را موجب حرج دانستندى و گفتندى كه ما جيد طعام را ميبينيم و ميخوريم و اعمى آن را نمىبينند تا بخورند و لنگان را تمكن بر جلوس نيست تا بفراغت طعام خوردند و مريض قدرة تام بر اكل ندارد سعيد بن جبير و ضحاك گفتهاند كه جماعت مذكوره از همكاسگى ارباب صحت محترز بودند از بيم آنكه مبادا كه طباع سليمه را از ايشان نفرت آيد و از سعيد بن مسيب و زهرى ماثور است كه بعضى از صحابه چون به سفر رفتندى كليدهاى خانه و انبار بدست اهل عاهات و زمنى دادندى تا بوقت حاجت از طعام ايشان تناول كنند و اين درويشان بتوهم عدم رضاى ايشان از اين پرهيز كردندى و مجاهد گفته اگر كسى يكى از اين جماعت را بمائدهء كه به خانه پدر و مادر يا اقارب قريبهء وى ترتيب كرده بودند دعوت كردى اجابت نكردندى حق تعالى آيه فرستاد كه * ( لَيْسَ عَلَى الأَعْمى ) * نيست بر نابينا * ( حَرَجٌ ) * بزه و گناهى * ( وَلا عَلَى الأَعْرَجِ ) * و نه بر لنگ * ( حَرَجٌ ) * وبالى * ( وَلا عَلَى الْمَرِيضِ ) * و نه بر بيمار * ( حَرَجٌ ) * اثمى * ( وَلا عَلى أَنْفُسِكُمْ ) * و نه بر نفسهاى شما وزرى * ( أَنْ تَأْكُلُوا ) * از آنكه بخوريد شما اى اهل ابتلا * ( مِنْ بُيُوتِكُمْ ) * از طعامهاى خود كه اهل و عيال شما در آنند و خانهاى فرزندان نيز در اين داخل است به حكم حديث انت و مالك لا بيك و خبر صحيح ان اطيب ما ياكل المرء من كسبه و ان ولده من كسبه يعنى تو و آنچه دارى مر پدر تراست و بدرستى كه پاكيزه ترين آنچه مرد خورد از كسب او است و پسر او از كسب او است و مؤيد اينست كه ميان ولد و والد ربا مرتفعست پس از اين جهت در آيه ذكر بيوت اولاد نشد و ديگر آنكه چون مدلول آيه جواز اكل است در بيوت ابعد پس در بيت اقرب كه اولاد است بطريق اولى * ( أَوْ بُيُوتِ آبائِكُمْ ) * يا خانهاى پدران خود * ( أَوْ بُيُوتِ أُمَّهاتِكُمْ ) * يا خانه هاى مادران خود * ( أَوْ بُيُوتِ إِخْوانِكُمْ ) * يا خانه هاى برادران خود * ( أَوْ بُيُوتِ أَخَواتِكُمْ ) * يا خانه هاى خواهران خود * ( أَوْ بُيُوتِ أَعْمامِكُمْ ) * يا خانه هاى برادران آباى خود * ( أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ ) * يا خانه هاى خواهران پدران خود * ( أَوْ بُيُوتِ أَخْوالِكُمْ ) * يا خانهاى برادران امهات خود * ( أَوْ بُيُوتِ خالاتِكُمْ ) * يا خانه هاى خواهران مادران خود * ( أَوْ ما مَلَكْتُمْ مَفاتِحَه ) * يا خانهايى كه مالك شديد شما خز اين آن را از نقود و امتعه كقوله وَعِنْدَه مَفاتِحُ الْغَيْبِ اى خزائنه اين خطاب به او كلا و اوليا و خازنانست و در روايت آمده كه در حق حارث بن عمر آمده كه با رسول ( ص ) بغزا رفت و مالك بن زيد را بر محافظت خانهء خود بداشت و چون باز آمد او را رنجور يافت پرسيد كه ترا