الملا فتح الله الكاشاني

322

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

چه رسيد گفت تا تو رفتهء من از طعام تو نخورده ام به جهت تحرج و گويند مراد خانهء بندگانست و اصح قولين آنست كه غير از خانهء عبيد رضاى صاحب بيت در اكل طعام شرط است صريحا يا بقرينه پس رضاى آنها شرط اباحه اكل باشد در اين قسم نيز كه * ( أَوْ صَدِيقِكُمْ ) * يا خانهاى دوستان خود صديق اسم جنس است و اطلاق آن بر واحد و جمع شايع است و لهذا اصدقائكم نفرموده بر طبق سابق و شبههء نيست در اينكه صديق حقيقى منبسط و خوشحال مىشود از آنكه صاحب او از خانهء وى طعام خورد چنان كه آورده‌اند كه ربيع بن خثيم را صديقى بود بخانهء وى رفت و طعام او را بخورد و چون ربيع به منزل خود آمد جاريه وى را به اين اخبار كرد گفت ان كنت صادقة فانت حرة اگر راست گفتى ترا آزاد كردم و همچنين فتح موصلى بدر خانهء دوستى آمد او حاضر نبود كيسهء او را از جاريه طلبيد و دو درم بر داشت و باقى را بكنيز باز داد چون صاحب خانه آمد و صورت واقعه از جاريه بشنيد بشكرانه آن انبساط كنيز را آزاد كرد و بنواخت در عوارف المعارف آورده كه چون كسى يار خود را گويد كه اعطنى من مالك و او در جواب گويد كمتريد دوستى را نشايد يعنى بايد كه هر چه دارد در ميان آرد و استفسار چند و چون را بگذارد چه دوست جانى بهتر است از مال فانى و للَّه در من قال ياران بجان مضايقه با هم نميكنند آخر كسى بمال جدايى چرا كند بسيار جد و جهد ببايد كه تا كسى خود را بآدمى صفتى آشنا كند شرطست بعد يافتن يار آشنا كز بهر او بعهد محبت وفا كند در مجمع آورده كه رخصت در اكل مال قرابات و اصدقا با عدم علم ايشان مانند رخصت است مر كسى را كه مرور او بر ثمرات و مخلات غير واقع شود و گرسنه باشد و يا بر البان غنم غير مرور كند و تشنه باشد و اين حكم به جهت رفع دنائت اخلاقست از صواحب و ملاك و از جبائى مرويست كه آيه منسوخ است به آيه لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ غَيْرَ ناظِرِينَ إِناه و بقول رسول ( ص ) لا يحل مال امرء مسلم الا بطيبة نفس منه و از ائمه هدى ماثور است كه لا باس بالاكل لهؤلاء من بيوت من ذكره اللَّه تعالى به غير اذنهم قدر حاجتهم من غير اسراف مرد را جايز باشد كه در خانه جماعت مذكوره رود بدون دستورى ايشان به قدر حاجت بى اسراف طعام آنها خورد و از ابى عبد اللَّه ( ع ) مرويست كه هو و اللَّه الرجل يدخل بيت صديقه فياكل طعامه به غير اذنه به خدا سوگند كه صديقكم به اين معنى است كه مرد بخانهء دوست خود رود و از طعام او بخورد بدون اذن او مرويست از آن حضرت كه فرمود أ يدخل احدكم يده الى صاحبه او حبيبه فياخذ منه آيا يكى از شما دست در آستين و گريبان مصاحب خود مىكند و چيزى از آن اخذ مىكند گفتند نه فرمود فلستم باصدقاء پس نيستيد شما دوستان