الملا فتح الله الكاشاني

306

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ماند كه اصابت آن نقمة است و صرف آن نعمت * ( يَكادُ سَنا بَرْقِه ) * نزديكست روشنى برق آن * ( يَذْهَبُ بِالأَبْصارِ ) * ببرد ديدها را يعنى از فرط روشنى و شدت لمعان نور باصره بينندگان را بربايد و اين قوىترين دليل است بر كمال قدرت كه شعلهء آتش از ميان ابر بيرون آيد * ( يُقَلِّبُ اللَّه اللَّيْلَ وَالنَّهارَ ) * ميگرداند خدا شب و روز را برفتن و آمدن از پى يكديگر و يا بنقصان يكى و زيادتى ديگرى يا متغير ميگرداند احوال ليل و نهار را بحرارت و برودت و يا بنور و ظلمت و يا اعم از همه * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * بدرستى كه در آنچه مذكور شد از امور متقدمه * ( لَعِبْرَةً ) * هر آينه اعتبارى و دلالتى است * ( لأُولِي الأَبْصارِ ) * مر خداوندان بصر و بصيرت را يعنى در آن دلالت ظاهره و حجت باهره است بر وجود صانع قديم و كمال قدرت و احاطهء علم او و نفاد مشيه او و تنزه او از حاجت و آنچه مفضى به آنست مر كسى را كه رجوع به بصيرت خود كند ابو هريره از رسول ( ص ) روايت كرده كه حقتعالى ميفرمايد كه يوذينى ابن آدم فرزند آدم مرا ميرنجاند و روزگار را دشنام ميدهد و از غايت جهل نمىداند كه حوادث روزگار از من است بيدى الامر اقلب الليل و النهار همهء امور بيد فرمان من است كه روز و شب را من گردش مىدهم و وقوع وقايع و سنوح سوانح بمشيت و ارادهء من است و حديث لا تسبوا الدهر فان الدهر هو اللَّه مصرح است بر اين و * ( وَاللَّه خَلَقَ ) * و خدا بيافريد * ( كُلَّ دَابَّةٍ ) * هر جنبدهء كه بر زمينست * ( مِنْ ماءٍ ) * از آب كه جزء ماده او است يا از ابى مخصوص يعنى نطفهء و اين بر سبيل تغليب است چه بعضى حيوانات از نطفه مخلوق نيستند و در تبيان از ابن عباس نقل كرده كه حق تعالى در مبدء خلقت جوهرى آفريد و نظر هيبت بر او افكند بگداخت و آب گشت بعضى از آن را به آتش تغليب فرمود و از آن جن بيافريد پس بر خيرا تغليب كرد بباد و از آن ملائكه آفريد پس تغليب نمود مقدارى را به خاك و از آن آدمى و ساير حيوانات را خلق كرده و اصل همه آبست و كريمهء وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ دال است بر اين و نزد بعضى من ماء متعلق است بدابة نه خلق يعنى خدا خلق فرمود هر جنبندهء را كه از آبست و تنگير ماء در اين مقام و تعريف آن در آيهء وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ به جهت آنست كه مراد از اين آيه آنست كه حقتعالى خلق هر دابهء فرمود از نوعى از آب كه مختص به آن بود يا از آب مخصوص كه نطفه است و بعد از آن مخلوقات متنوعه از نطفه ايجاد فرمود چون بهايم و هوام و جن و انس و غيره و مانند اينست كريمهء يُسْقى بِماءٍ واحِدٍ وَنُفَضِّلُ بَعْضَها عَلى بَعْضٍ فِي الأُكُلِ و اما تعريف ماء در آيهء وَجَعَلْنا مِنَ الْماءِ به جهت آنست كه مقصود از اين آنست كه همه اجناس حيوان از جنس آب مخلوق شده‌اند چه آب اصل همه است و بدانكه چون اسم دابه شامل مميز و غير مميز بود تغليب مميز فرمود و