الملا فتح الله الكاشاني
298
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و قوله تعالى رَحْمَتُ اللَّه وَبَرَكاتُه عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ و از اين رواية واضح و مبين شد تعظيم و تفخيم على بن ابى طالب ( ع ) و اجلال و اكرام او من عند اللَّه و من عند رسول اللَّه ( ص ) پس بايد كه خداوندان عقول زاكيه ديدهء انصاف بگشايند و زنگ تقليد از آينهء ضمير خود بزدايند تا چهرهء حق و تحقيق بىپرده و حجاب و اشتباه بر ايشان تابان شود و نو عروس مطلوب با صورت آراسته خود را بر ايشان نمايد و بيقين بدانند كه كسى كه طوطى شكرستان وَما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى او را در سلك انبيا در آورده و در صفات حميده و خصال پسنديده او را مساوى پيغمبران مرسل گردانيده و حقتعالى او را از روى تعظيم و تكريم نفس حبيب خود خوانده چگونه كسى قياس او بساير اصحاب كند و او را در سلك ايشان درآورد حاصل كه بنا بر اين روايت اذن حقتعالى برفع بيوت انبيا و اوصيا است و ذكر اسم او سبحانه در اين بيوت شامل هر چيزيست كه متضمن ذكر او سبحانه باشد حتى مذاكره در علوم دينيه و مباحثه در احكام شرعيه * ( يُسَبِّحُ لَه ) * تسبيح گفته شود يعنى تنزيه كرده شود مر او را از هر چه شايستهء ذات احديت او نباشد و وصف كرده شود بصفات مستحقه و افعال محكمه متقنه و از ابن عباس مرويست كه كل تسبيح فى القرآن صلوة پس بنا بر اين معنى آن است كه نماز گذارده شود مر او را * ( فِيهَا ) * در آن بيوت * ( بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ ) * ببامداد و شبانگاه يعنى باوقات صبح و شام مفعول بجاى فاعل يسبح احد ظروف ثلاثهء مذكوره است و غدو مصدر است و اطلاق آن بر اوقات صبح در كلام شايعست و لهذا اقتران آن به آصال كه جمع اصيل است مستحسن است پس مراد غدوت او عشايا است و قوله * ( رِجالٌ ) * مرفوعست به فعل محذوف و قرينهء حذف آن فعل مذكور است اى يسبح رجال يعنى تسبيح گويند يا نماز گذارند در آن بيوت مردان و حفص يسبح بكسر ياء ميخواند كه صيغه معلوم است و رجال را فاعل آن ميداند يعنى تسبيح مىكنند مر خداى را در آن خانها مردانى كه از غاية استغراق در عبادت و اجتهاد در طاعت و انقياد او امر او سبحانه * ( لا تُلْهِيهِمْ ) * مشغول نمىسازد و باز نمىدارد ايشان را * ( تِجارَةٌ ) * بازرگانى يعنى خريدن متاعى كه از آن توقع سود باشد * ( وَلا بَيْعٌ ) * و نه فروختن آن يعنى داد و ستد و خريد و فروخت ايشان را مانع نمى شود * ( عَنْ ذِكْرِ اللَّه ) * از ياد كردن خدا * ( وَإِقامِ الصَّلاةِ ) * و به پا داشت نماز واجبه و مندوبه * ( وَإِيتاءِ الزَّكاةِ ) * و از اداء زكات مفروضه و مستحبه عدم ذكر تاء معوضه در اقامة به جهت اقامت مضاف اليه است در مقام آن كقوله ( و اخلفوك عد الامر الذى و عدوا ) كه عدة بوده در انوار گفته كه ذكر بيع بعد از تجارت كه از قبيل تعميم است بعد از تخصيص جهت مبالغه است اگر مراد ببيع مطلق معاوضه باشد و اگر