الملا فتح الله الكاشاني

288

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و اوجه آنست كه چون اكراه متصور نيست مگر نزد ارادهء تحصن پس از اينجهت تحصن شرط اكراه واقع شده و بعضى گويند كه چون نهى از چيزى مشروط بود به شرطى لازم نميآيد كه حكم آن از غير مشروط بر خلاف آن باشد مگر بدليل خطاب و دليل خطاب نزد محققان صحيح نيست و اختيار كلمهء ان بر اذا براى آنست كه تا معلوم شود كه فتيات بغارا قبل از اين برغبت و اراده كردندى و ايذان به آنكه ارادهء تحصن از ايشان شاذ و نادر بوده حاصل كه حقتعالى مىفرمايد كه شما اكراه مكنيد فتيات خود را بر بغا * ( لِتَبْتَغُوا ) * تا بطلبيد و فرا گيريد * ( عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * مال و زندگانى دنيا را از كسب فرج ايشان و فروختن اولاد ايشان * ( وَمَنْ يُكْرِهْهُنَّ ) * و هر كه اكراه كند كنيزان خود را بزنا * ( فَإِنَّ اللَّه ) * پس بدرستى كه خداى * ( مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ ) * از پس اكراه خواجگان مر ايشان را * ( غَفُورٌ ) * آمرزنده است گناهان ايشان را يعنى كنيزان مكروه را * ( رَحِيمٌ ) * مهربان بر ايشان و وزر و و بال آن نيست مگر در گردن اكراه كنندگان و ميتواند بود كه مراد مغفرت و رحمت او سبحانه باشد مر اكراه كنندگان را بعد از توبه كردن ايشان و اول اوفق است به ظاهر آيه فحينئذ مراد بغفران عدم مؤاخذه مكرهاتست به عذاب از حد و قتل و عقوبت آخرت چه مغفرت فرع وقوع ذنب است از مغفور له و حال آنكه مكره سيد اثم نيست مگر در قتل بدليل لا تقية فى الدماء بدانكه فقها استدلال كرده‌اند به اين آيه بر تحريم اجرت زانيه كه سنت جاهليت بوده و در كنز آورده كه در اينمقام چند فائده است يكى آنكه اجر زانيه حرام است خواه آنكه حره باشد يا امه مكرهه يا غير مكرهه به جهت اجماع فقها بر اين دوم تحريم اجرت شامل زانيه است و غير زانيه از كسانى كه علم به اين داشته باشند و الا فلا ليكن مكروه است معامله با زنانى كه به اين سيرت باشند سوم تحريم اكراه بارادهء تحصن در مخرج غالب است به جهت عدم تحقق اكراه بدون ارادهء تحصن و اگر نه اكراه مطلقا حرام است خواه بارادهء تحصن يا نه و خواه بجهة طلب نفع دنيوى يا نه چهارم قوله * ( فَإِنَّ اللَّه مِنْ بَعْدِ إِكْراهِهِنَّ غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * يعنى خداى آمرزندهء مكرهاتست چه اكراه رافع اثمست كما قال ( ص ) رفع عن امتى الخطاء و النسيان و ما استكرهوا عليه و مؤيد اين است قراءة ابن عباس فان اللَّه لهن غفور رحيم و اما مكرهون نزد وعيديه نيز مغفورند با توبه و نزد ما توبه شرط غفران ايشان نيست بلكه جايز است كه حقتعالى بفضل خود ايشان را بيامرزد و بعد از آن ميفرمايد كه * ( وَلَقَدْ أَنْزَلْنا ) * و بتحقيق كه فرستاديم * ( إِلَيْكُمْ ) * بسوى شما * ( آياتٍ مُبَيِّناتٍ ) * آيتهاى روشن گردانيده شده يعنى احكام و حدودى كه تبيين و توضيح يافته در اين سوره و حفص بكسر با ميخواند بصيغهء فاعل يعنى آيتهاى روشن كنندهء حلال و حرام و حدود و احكام و بنا بر صيغه ميتواند