الملا فتح الله الكاشاني
282
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اذهب فتزوج فان خير الامة كان اكثرها نساء برو زن كن كه بهترين اين امت يعنى امت حضرت رسالت ( ص ) زنان او بيشتر از زنان امت ديگر بودند و از ابو هريره روايتست كه اگر همين يك روز مانده باشد از حيات من و من عزب بوده باشم البته در آن روز متزوج شوم تا متزوج بخداى خود ملاقات كنم چه من از رسول شنيدم كه ميفرمود كه شراركم عزابكم بدترين شما عزبانند و نيز از آن حضرت مأثور است كه هر كه ولدى داشته باشد و نزد وى چيزى باشد كه به آن تزويج وى نمايد و تزويج وى نكند و حدثى از وى سر زند و واقع شود گناه آن ميان ايشان مشترك باشد و نيز فرموده تناكحوا تكثروا فانى اباهى بكم الامم يوم القيمة و لو بالسقط نكاح كنيد تا بسيار شويد كه من روز قيامت ببسيارى شما مباهات خواهم كرد اگر چه سقط باشد يعنى بچه از شكم افتاده و قال تعالى ما يمنع امرء ان يتخذ اهلا لعل اللَّه يرزقه نسمة يثقل الارض به لا إله الا اللَّه چه منع مىكند مرد را كه فرا گيرد زنى را تا شايد كه حقتعالى فرزندى روزى او كند كه روزى زمين را به گفتن لا إله الا اللَّه گران گرداند و ايضا قال ما بناء فى الاسلام احب الى اللَّه عز و جل من التزويج هيچ بنائى در اسلام درستتر از تزويج نبست نزد حقتعالى و من كان له ما يتزوج فلم يتزوج فليس منا هر كه نزد او چيزى باشد كه به آن متزوج شود و وى تزوج نكند از ما نباشد و از صادق ع روايتست كه ركعتان يصليهما متزوج افضل من سبعين ركعة يصليهما عزب دو ركعت نمازى كه متزوج بگذارد بهتر است از هفتاد ركعت كه عزب كند و نيز فرموده كه من ترك التزوج مخافة العيلة فقد اساء الظن بربه لقوله سبحانه * ( إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّه مِنْ فَضْلِه ) * يعنى هر كه به جهت درويشى زن نكند پس بتحقيق كه بدگمان شده به خدا زيرا كه فرموده كه اگر باشيد فقير غنى مىكند خدا شما را از فضل خود و نيز حضرت رسالت ص فرمود كه ركعتان يصليهما متزوج افضل من رجل عزب يقوم ليله و يصوم نهاره دو ركعت نماز متزوج بهتر است از آنكه مرد عزب در روز روزه باشد و در شب ايستاده نماز كند و در كنز آورده كه اين قضيهء مهمله است كه در قوهء جزئيه است اى قد يكون اذا كانوا فقراء يغنهم اللَّه نه آنكه مراد اين باشد كه هر گاه شما فقير باشيد خدا شما را بسبب تزويج غنى گرداند پس وارد نيايد كه فلان كان غنيا افقره النكاح و مؤيد اينست قوله تعالى * ( وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ ) * و بايد كه جد و جهد نمايند در عفت و قمع شهوت آنان كه * ( لا يَجِدُونَ نِكاحاً ) * نمييابند اسباب نكاح را از مهر و نفقه * ( حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّه ) * تا وقتى كه توانگر گرداند خداى ايشان را * ( مِنْ فَضْلِه ) * از افزونى و كرم خود و بيابند آنچه به آن كدخدا توانند شد چه امور مرتهناند باوقات خود و در كنز گفته كه معنى آنست كه اگر شخصى فقير باشد و خوف زيادتى