الملا فتح الله الكاشاني

255

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه ترا اينسخن ناخوش آمد اما خدا ميداند كه من در اين قول صادقم و به حق ميگويم و اميد دارم كه حقتعالى از اين فرجى دهد رسول ( ص ) قصد كرد كه وى را حد زند انصار جمع شدند و گفتند آنچه سعد گفت به آن رسيديم و مبتلا شديم اگر هلال را حد زنند گواهى او مقبول نشود و موجب بدنامى ما گردد و اين امر عظيمست و محنتى شديد بر ما رسول ( ص ) در اين بود كه آثار وحى بر او ظاهر گشت صحابه شاد شدند و گفتند انشاء اللَّه كه از اين فرجى باشد ما را چون رسول ( ص ) از غشى وحى باز آمد فرمود كه حقتعالى هلال را فرج داد و شما را از اين حادثه خلاصى داد پس اين آيه تلاوت فرمود كه * ( وَالَّذِينَ يَرْمُونَ ) * و آنان كه رمى كنند بزنا * ( أَزْواجَهُمْ ) * زنان خود را * ( وَلَمْ يَكُنْ لَهُمْ شُهَداءُ ) * و نباشد مر ايشان را گواهان * ( إِلَّا أَنْفُسُهُمْ ) * مگر نفسهاى ايشان * ( فَشَهادَةُ أَحَدِهِمْ ) * پس واجب است گواهى دادن يكى از ايشان يا بر ايشانست گواهى دادن هر يك از ايشان * ( أَرْبَعُ شَهاداتٍ بِاللَّه ) * چهار گواهى به خدا شهادت خبر مبتداء محذوفست اى فالواجب شهادة احدهم يا مبتداى خبر محذوف اى ( فعليهم شهادة احدهم ) و اربع منصوبست بر مصدريه و باللَّه متعلق بشهادات به جهت آنكه اقربست و يا بشهادت به جهت تقدم آن حاصل كه بر ايشان لازم است كه چهار گواهى دهند به خدا به اين وجه كه * ( إِنَّه ) * بدرستى كه او يعنى شوهر * ( لَمِنَ الصَّادِقِينَ ) * از راست گويانست در نسبت دادن زنا بزن خود اصل انه على انه است يعنى چهار گواه گواهى دهند بر اينكه او از صادقانست در قذف زن بزنا پس حذف جار شده و ان مكسوره گشته و عامل آن از عمل معلق گشته و به جهت دخول لام بر خبر براى تأكيد و هر گواهى از اينكه مؤكد بسوگند است بجاى يكى از شهود است * ( وَالْخامِسَةُ ) * و گواهى پنجم * ( أَنَّ لَعْنَتَ اللَّه عَلَيْه ) * آنست كه لعنت خداى به روى * ( إِنْ كانَ مِنَ الْكاذِبِينَ ) * اگر باشد از دروغ گويان در آنچه نسبت كرده زن را بر آن يعنى توبه پنجم بر خود لعن كند بر اينوجه كه گويد لعنت خدا بر من كه اگر دروغ گويم در آنچه رمى كردم مر اين زن را و هر نوبت اشارهء به آن زن كند و اين لعان مرد است و فايدهء آن سقوط حد قذفست از او و حصول فرقه بينهما بر تابيد و نفى ولد از او اگر قذف او براى نفى او بوده باشد و ثبوت حد زنا بر مرئه اگر از لعان امتناع كند لقوله تعالى * ( وَيَدْرَؤُا ) * و دفع كند و باز دارد * ( عَنْهَا الْعَذابَ ) * از زن حد را * ( أَنْ تَشْهَدَ ) * اينكه گواهى دهد * ( أَرْبَعَ شَهاداتٍ بِاللَّه ) * چهار گواهى به خدا مضمون آنكه * ( إِنَّه ) * بدرستى كه شوهر * ( لَمِنَ الْكاذِبِينَ ) *