الملا فتح الله الكاشاني
236
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
دينى نبود و يا دور كن جهل سفها را از ايشان بحلم خود تا از آنچه ميكنند و ميگويند بر وجه لطف و حلم باز گردند و يا باطل اهل كفر را ببيان حجج دفع كن بر الطف وجوه و اوضح آن و اقرب آن يا باجابة و قبول و يا باز دار مردم را از معاصى بامر فرمودن بطاعات يا دفع كن شرك مشرك را بكلمهء توحيد يا محو ساز منكر را بامر معروف و نزد مجاهد مراد با حسن سلامست يعنى چون بجهال رسى بر ايشان سلام كنى و شر جهل ايشان به جهت آن دفع نمائيد كقوله وَإِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً و گويند اين آيه منسوخست بآيهء السيف و اكثر بر آنند كه اين از آيهء محكمه است و غرض از آن مداراتست كه محثوث عليها است ما دام كه منجر بثلم دين نشود و قشيرى گفته كه دفع كن جفا را بوفا يا اشارهء نفس را ببشارت قلب تا ظلمت خلايق را بنور حقايق يا حظوظ خود را بحقوق خداى يا طى كن تيهء حوادث را بقدم سلوك در طريق معرفة قدم بعد از آن بر سبيل تهديد و وعيد كفار ميفرمايد كه * ( نَحْنُ أَعْلَمُ ) * ما داناتريم * ( بِما يَصِفُونَ ) * به آنچه وصف ميكنند تو را يا وصف كردن ايشان تو را از سحر و شعر يا ما را از اتخاذ ولد و شركا پس امر آنها را بما واگذار كه ما تواناتريم در مجازات ايشان و همه را جزا و سزا خواهيم داد آن گاه رسول را امر مىكند به استعاذه از نخسات شياطين و ميگويد * ( وَقُلْ رَبِّ ) * و بگو بر وجه ابتهال كه اى پروردگار من * ( أَعُوذُ بِكَ ) * پناه ميگيرم به تو * ( مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ ) * از نزعات وساوس ديوان سركش و خواندن ايشان مرا بباطل و عصيان اصل همز نخس است كه بمعنى تيزگى زدنست و مهماز الرايض از اين ماخوذ است يعنى مهمزه كسى كه به آن اسب را رام مىكند پس حق سبحانه تشبيه فرموده حث شياطين مردمان را بر كفر و معاصى بمهمزه كه باعث دوابست بر مشى يعنى ديوان مردمان را تحريص و اغرا مىنمايند بر مناهى هم چنان كه مهمزه كه دوا برابر مشى ميدارد و مانند همز است از در كريمه تؤزهم ازاء و جمع همزات يا به جهت مرا تست يا بواسطهء تنوع وساوس و يا بسبب تعدد مضاف اليه * ( وَأَعُوذُ بِكَ رَبِّ ) * و پناه ميگيرم به تو اى آفريدگار من * ( أَنْ يَحْضُرُونِ ) * از آنكه حاضر شوند ديوان بر حوالى من در همه احوال و مرا از طاعت و عبادت تو منع كنند و يا در وقت صلوة و يا زمان تلاوت مرا وسواس دهند و يا در حين حضور موت مرا اغوا كنند و بنا بر اقوال ثلاثهء اخيره تخصيص اين سه موضع بذكر جهت آنست كه شياطين در اين سه وقت بيشتر دست مييابند بر بنده و مستولى ميشوند بر او و حمل آيه بر عموم اولى است و قوله * ( حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ ) * متعلقست بيصفون و ما بينهما جملهء معترضه است براى تاكيد اغماض عين و كظم غيظ از آنچه كفار ميگويند و وصف مينمايند از اقوال ناصواب و ناروا باستعاذه كردن به خدا از آنكه شيطان آن حضرت