الملا فتح الله الكاشاني

235

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

به حضرت احديت و يا تنبيه بر آنكه شومى ظلم گاه است كه به بىگناهان نيز ميرسد كقوله تعالى وَاتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً و تكرير ندا و تصدير هر يك از شرط و جزا به آن جهت فضل تضرع و مزيت استجار است و وضع ظاهر در موضع ضمير كه فيهم است به جهت تصريح است بسبب نزول عذاب و استحقاق عقاب از حسن مرويست كه حقتعالى رسول خود را خبر داده بود كه عذاب بر كفار قريش نازل خواهد ساخت و او را اخبار نفرموده بود كه وقوع آن در حين حيات او خواهد بود يا بعد از موت پس به جهت اين رسول را امر فرمود به اين دعا تا اگر در حال حيات او باشد وى در ميان ايشان نباشد * ( وَإِنَّا ) * و بدرستى كه ما كه خداونديم * ( عَلى أَنْ نُرِيَكَ ) * بر آنكه بنمائيم به تو * ( ما نَعِدُهُمْ ) * آنچه وعده ميدهيم ايشان را از عقوبت * ( لَقادِرُونَ ) * هر آينه تواناييم اما تاخيرى كه ميرود در آن بسبب آنست كه بعضى از ايشان يا اعقاب ايشان ايمان خواهند آورد و يا به جهت آنكه مادامى كه تو در ميان ايشان باشى عذاب بر ايشان نازل نخواهد شد چه تو رحمت عالميانى و مىتواند بود كه ايراد اين كلام به جهت رد انكار كفار باشد در عذاب موعود و دفع استعجال ايشان مر آن را از روى استهزا و نزد اكثر مراد به اين عذاب قتل بدر است و بعضى فتح مكه گفته‌اند و از كلبى مرويست كه ( هذا امر شهده اصحاب رسول اللَّه بعد موته ) و ابو القاسم خسكانى باسناد خود از ابى صالح نقل كرده كه وى از ابن عباس و جابر بن عبد اللَّه روايت نموده كه گفتند ما شنيديم از رسول خدا ( ص ) كه فرمود كه در حجة الوداع وقتى كه در منى بود لا ترجعوا بعدى كفار يضرب بعضكم رقاب بعض و ايم اللَّه لئن فعلتموها لتعرفنى فى كتيبة يضاربونكم فغمز من خلفه منكبه الايسر فالتفت فقال او على فنزلت الآيات يعنى پس از من كافر مشويد كه گردن يكديگر را زنيد به خدا سوگند كه اگر چنين كنيد بشناسيد مرا يعنى به بينيد مرا در ميان لشگرى كه با شما شمشير زنند در اينوقت كه اين سخن فرمود روى را از پس غمز گردانيد نگاه كرد امير المؤمنين را ديد فرمود او على يعنى يا على را به بينيد با آن جماعت كه با شما مقاتله كنند پس اين آيه نازل شد كه قُلْ رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي تا آخر و بعد از آن او سبحانه وى را امر فرمود كه * ( ادْفَعْ بِالَّتِي ) * دفع كن بخصلتى كه در جميع حالات * ( هِيَ أَحْسَنُ ) * آن نيكوتر است * ( السَّيِّئَةَ ) * خصلت بد را مراد سفحست از سيئه و احسان در مقابلهء آن گاهى كه مؤدى بوهن و ضعف نشود در دين اينكلام ابلغ است از ادفع بالحسنة السيئة به جهت آنكه متضمن تنصيص است بر تفصيل حاصل كه حق سبحانه حبيب خود را از مكارم اخلاق آنچه اتم و اكمل و اشرفست امر فرموده و گفته بدى را دفع كن به آنچه نيكوتر است يعنى بعفو و رحمت از سر گناه مجرمان درگذر وقتى كه مستلزم و هن