الملا فتح الله الكاشاني

234

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( إِله بِما خَلَقَ ) * ببردى هر خدايى آن چيزى را كه آفريده بودى و در آن مستقل و مستبد شدى و ملك او از ملك اين ممتاز گشتى به جهت عدم رضاى ايشان بعدم امتياز پس هر آينه مخلوقات هر يك را علامتى بودى كه به آن امتياز يافتى و چون ميان جميع مخلوقات علامت تميز نيست و اثرى ظاهر نه پس خدا يكى باشد و او را شريكى نبود و ديگر آنكه اگر با او خدايى بودى هر يك ملك خود را از ديگرى جدا كردى و منع استيلاى ديگرى كردى از استيلاى او در آنچه آفريده پس هر اينه تنازع و تجاذب و تجارب بينهما واقع شدى چنان كه از حال ملوك دنيا مشاهده مىشود * ( وَلَعَلا ) * و هر آينه برترى جستندى و غلبه خواستند * ( بَعْضُهُمْ عَلى بَعْضٍ ) * برخى از إله بر برخى و بينهما تغالب ظاهر گشتى و ح دريد او سبحانه ملكوت كل شيء نبودى و لازم باطل است باجماع و استقرار قيام برهان بر استناد جميع ممكنات بواجب واحد پس ملزوم نيز مثل آن باشد و ديگر آنكه تغالب موجب فساد نظام عالم شدى و چون نظام و قوام عالم بر حال خود است پس تعدد الهه منتفى باشد و او را شريك نباشد و گويند معنى آنست كه لمنع بعضهم بعضا غير مراده پس اينمثل كريمهء لَوْ كانَ فِيهِما آلِهَةٌ إِلَّا اللَّه لَفَسَدَتا باشد * ( سُبْحانَ اللَّه ) * پاك است خداى * ( عَمَّا يَصِفُونَ ) * از آنچه صفت ميكنند او را بدان از اتخاذ شريك و ولد بدليل مذكور * ( عالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهادَةِ ) * اوست داناى پوشيده و آشكار و حفص مجرور ميخواند و صفت يعنى پاك است خدا كه داناى پنهان و آشكار است و عالم ( بما كان و سيكون و بما لم يكن ) و اين دليل ديگر است بر نفى شريك بر توافق ايشان بر تفرد او سبحانه در اين صفت و لهذا رتب عليه قوله * ( فَتَعالى ) * پس بزرگوار و برتر است * ( عَمَّا يُشْرِكُونَ ) * از آنچه شريك ميگيرند براى او در ايندلالت است در اعجاز قرآن زيرا كه در كلام عرب يافت نميشود مانند اين كلمه وجيزه كه متضمن سه دليل است چه هيچكس را مقدور نيست كه مانند اين آيه را كه دالست بر سه دليل توحيد و قدرت حضرت عزت با وجود نهايت و جازت ايراد كند پس رسول خود را تعليم دعا مىكند در احتفاظ او از عذاب اگر چه بر كفار واقع شود به اين نهج كه * ( قُلْ ) * بگو اى محمد ( ص ) بطريق دعا * ( رَبِّ إِمَّا تُرِيَنِّي ) * اى پروردگار من اگر البته بنمايى مرا * ( ما يُوعَدُونَ ) * آنچه وعده داده ميشوند كافران يعنى اگر چنانچه ناچار و ناگزير عذاب كفار را به من خواهى نمود در دنيا يا در آخرت * ( رَبِّ فَلا تَجْعَلْنِي ) * اى پروردگار من پس مگردان مرا * ( فِي الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ) * در گروه ستمكاران يعنى مرا قرين ايشان مگردان در عذاب اين سخن يا به جهت تواضع و هضم نفس است و خشوع و انقطاع و يا به جهت تعبد و اخبات و اظهار رغبت