الملا فتح الله الكاشاني
225
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
كفار معتقد امر مذكور نيستند بلكه همه * ( قُلُوبُهُمْ فِي غَمْرَةٍ ) * دلهاى ايشان در غفلتى و حيرتيست كه غامر آنست و همه را فرا گرفته يعنى در نهايت غفلتند * ( مِنْ هذا ) * از اين سخن كه گفته شد از وعد وعيد و يا از كتاب حفظه يا از قرآن يا از صفتى كه سابقان به آن موصوفند * ( وَلَهُمْ أَعْمالٌ مِنْ دُونِ ذلِكَ ) * مر ايشانراست اعمال ناپاك و پليد بجز از اين خطاى عظيم كه متجاوز است از آنچه وصف كرده شدهاند به آن يا امر ايشان است اعمال خبيثه كه منحط است مرتبه آن از اين امر شنيع و قبيح كه بر آن راسخاند يعنى شرك مراد آنست كه غير از شرك گناهان ديگر دارند كه * ( هُمْ لَها ) * ايشان مر آن را * ( عامِلُونَ ) * كنندگانند و معتادان و به هيچ وجه از آن بازنمىايستند يا امر ايشان راست اعمال رديه در مستقبل بجز از اين عملى كه بالفعل به آن مشغولاند و ايشان از اين اعمال قبيحه مجتنب نميشوند * ( حَتَّى إِذا أَخَذْنا ) * تا وقتى كه بگيريم * ( مُتْرَفِيهِمْ ) * متنعمان ايشان را * ( بِالْعَذابِ ) * به عذاب سخت يعنى قتل روز به دريا جوع در حينى كه پيغمبر ( ص ) بر ايشان دعا كرد كه اللهم اشدد و طاعتك على مضر و اجعلها عليهم سنين كسنى يوسف پس قحط بر ايشان واقع شد تا آنكه كلاب و جيف و عظام محترقه را ميخوردند حاصل كه ايشان مصرند در شرك و اعمال قبيحه و افعال خبيثه تا چون عذاب ما بر ايشان نازل شود * ( إِذا هُمْ يَجْأَرُونَ ) * آن گاه ايشان بفرياد آيند و بفرياد بلند استغاثه كنند بدانكه جور صراخست باستغاثه و اينجمله جواب شرطست و حذف فا جهة وضع اذا است در موضع آن و ميتواند بود كه جواب شرط اين باشد كه * ( لا تَجْأَرُوا الْيَوْمَ ) * چه اين مقدار بقولست اى قيل لهم لا تجاروا يعنى گفته شود مر ايشان را مراد آنست كه ملائكه از جانب حقتعالى بايشان گويند در وقت احاطهء عذاب بر ايشان كه فرياد مكنيد امروز و طمع فرياد رسى مداريد * ( إِنَّكُمْ مِنَّا ) * بدرستى كه شما از جانب ما * ( لا تُنْصَرُونَ ) * يارى كرده نخواهيد شد يعنى از طرف ما نصر و معوية بشما نخواهد رسيد يا از ما ممنوع نخواهيد گشت اين كلام تعلل نهى است از استغاثه ايشان و ياس ايشان در دفع عذاب پس در بيان علت عدم نصرت ميفرمايد كه * ( قَدْ كانَتْ آياتِي ) * بدرستى كه بود آيتهاى من يعنى قرآن كه در همه وقت * ( تُتْلى عَلَيْكُمْ ) * خوانده ميشد بر شما * ( فَكُنْتُمْ ) * پس بوديد شما كه * ( عَلى أَعْقابِكُمْ ) * بر پاشنه هاى خود * ( تَنْكِصُونَ ) * بازميگشتيد و از حق بباطل رجوع ميكرديد مانند رجوع قهقرى مراد آنست كه اعراض ميكرديد از استماع قران و از تصديق و عمل به آن * ( مُسْتَكْبِرِينَ بِه ) * در حالتى كه