الملا فتح الله الكاشاني
224
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
يعنى بر طاعات و مبرات مبادرت ميكنند تا حقتعالى به جهت آن انجام آمال دنيويهء ايشان كند و بميامن آن بركت دهد در اموال و اولاد ايشان و آن را بر ايشان بسيار گرداند لقوله تعالى فَآتاهُمُ اللَّه ثَوابَ الدُّنْيا وَحُسْنَ ثَوابِ الآخِرَةِ وَآتَيْناه أَجْرَه فِي الدُّنْيا وَإِنَّه فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ و اين قول حسن است به جهت طباق آن بآيهء متقدمه اعنى قوله أَ يَحْسَبُونَ أَنَّما نُمِدُّهُمْ بِه مِنْ مالٍ وَبَنِينَ الى اخره چه در اين قول اثبات امريست براى مؤمنان كه از كفار منفى است * ( وَهُمْ لَها ) * و ايشان به جهت خيرات و بسبب طاعات * ( سابِقُونَ ) * فاعل سبقاند يعنى سرعت نمايندگان بجد تمام يا پيشى گيرندگان بر مردمان بوفور خيرات و مبرات يا رسندگانند بپاداش خيرات قبل از اخرت يعنى ثواب آن معجل شده مر ايشان را در دنيا يا سبقت نمايندگان بر غير خود بدخول بهشت كلبى گفته كه لام بمعنى الى است يعنى بسوى خيرات بر امم ديگر سبقت گيرندگانند ابن عباس فرموده كه سبقت كنندگانند در خيرات بر امثال خود از اهل بر و تقوى يعنى هيچكدام نگذارند كه فعل خير از ايشان فوت شود و كسى بر ايشان سبقت گيرد بر آن و ذكر اين جملهء اسميه بعد از فعليه به جهت دلالتست بر دوام ايشان بفعل خيرات * ( وَلا نُكَلِّفُ نَفْساً ) * و تكليف نميكنيم هيچ تنى را * ( إِلَّا وُسْعَها ) * مگر بگنجايش او يعنى به قدر طاقت طاعت را بر ايشان امر كردهايم مراد به اين تحريص است بر آن چه صلحا بان متصفند و تسهيل آن بر نفوس كه آن اعمال صالحه است بر قدرت طاقت بشريه يعنى اين حسنات و خيرات كه مذكور شد تكليف ما لا يطاق نيست كه ز تحت قدرت بيرون باشد بلكه سهل و آسان است و مقدور بندگان زيرا كه تكليف بامرى كه خارج از حد وسع و طاقت است مذموم و قبيح است و ما از فعل قبيح مبرائيم * ( وَلَدَيْنا كِتابٌ ) * و نزديك ما كتابيست يعنى لوح محفوظ * ( يَنْطِقُ بِالْحَقِّ ) * سخن گويد براستى و اصلا مخالف واقع در او نوشته نيست يعنى هر چه بندگان را به آن تكليف كردهايم و آنچه ايشان كردهاند از اعمال در آن ثبت است بىزياده و نقصان يا نزد ما است نامهء اعمال هر كس كه گواهى دهد بر كردار او بصدق و عدل * ( وَهُمْ ) * و ايشان كه عاملانند * ( لا يُظْلَمُونَ ) * ستم ديده نخواهند شد بزيادتى عقاب و نقص ثواب پس حق هيچكس ضايع نگردد و بدانچه نكرده باشند مؤاخذهء نشوند اين دليلست بر بطلان قول مجبره و گويند معنى آنست كه تكليف نميفرمائيم مكر به قدر وسع پس اگر بندهء مكلف قدرت نداشته باشد كه بصفت سابقين برسد بعد از استفراغ وسع و بذل طاقت هيچ حرجى بر او نخواهد بود و نزد ما كتابيست كه در او عمل سابق و مقتصد مكتوبست و هيچ كس را ظلم نكنيم به نقص حق او و حط درجهء او بلكه همه كس را به قدر اعمال مجازات خواهيم داد بدون نقص * ( بَلْ ) * اضرابست از ما سبق يعنى