الملا فتح الله الكاشاني

210

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

بود و نشنوده بودند كه از اولاد آدم پيغمبرى بود و يا عبادت غير خدا نبايد كرد و يا اباى ايشان تصديق نبوت او نكرده بودند و از جملهء عجايب اهل ضلال است كه راضى بنبوت بشر نميشوند و بالوهية او اعتقاد نمينمايند و اين غايت انهماكست در غوايت و جد و جهد ايشان در دفع حق و لهذا با آنكه ميدانستند كه نوح ( ع ) ارجح مردمان بود در عقل و ارزن ايشان در قول اسناد جنون به او ميكردند كما قال اللَّه تعالى حكاية عنهم * ( إِنْ هُوَ ) * نيست نوح ع * ( إِلَّا رَجُلٌ بِه جِنَّةٌ ) * مگر مردى كه به او نوع ديوانگى است چه اگر جنون نداشتى دانستى كه بشر قابليت رسالت ندارد و يا آنكه اين كلمات كه نفى الهه است از او صادر نشدى * ( فَتَرَبَّصُوا بِه ) * پس انتظار بريد و چشم داريد به او * ( حَتَّى حِينٍ ) * تا هنگامى از زمان يعنى صبرى كنيد كه در اندك وقتى بميرد و از وى باز رهيم و يا از جنون به هوش آيد و ترك اين سخنان كند و پى كار خود گيرد و اگر از اين قول باز نه ايستد او را بكشيد و گويند معنى آنست كه حبس او كنيد در مدتى تا از قول خود رجوع كند و ترك اين كلام نمايد و چون نوح ع از ايمان آوردن ايشان مايوس شد بطريق مناجات * ( قالَ رَبِّ ) * گفت اى پروردگار من * ( انْصُرْنِي ) * يارى ده مرا و انتقام من از ايشان بكش با هلاك ايشان يا بانجاز آنچه وعده داده از عذاب ايشان * ( بِما كَذَّبُونِ ) * بسبب آنچه مرا تكذيب كردند يا بدل تكذيب ايشان كما يقال هذا بذاك اى بدل ذاك و مكانه يعنى ابدال كن غم تكذيب مرا بسلوت نصرت من بر ايشان * ( فَأَوْحَيْنا إِلَيْه ) * پس وحى كرديم بنوح ع * ( أَنِ اصْنَعِ الْفُلْكَ ) * آنكه بساز كشتى را * ( بِأَعْيُنِنا ) * بحفظ و نگاه داشت ما يعنى محافظت تو نمائيم تا خطا نكنى در ساختن آن يا مفسدى آن را بر تو تباه نسازد مانند كسانى كه بچشمهاى خود حفظ چيزى نمايند و آن را نصب العين خود دارند فكان از جانب خدا ملائكه حافظ نوح بودند و بعيون خود حفظ او نموده‌اند تا كسى تعرض به او نرساند و مفسدى عمل او را فاسد نگرداند و منه قولهم عليه من اللَّه عين كالية و لهذا گفته‌اند كه معناه كه با عين اوليائنا من الملائكة * ( وَوَحْيِنا ) * و بامر ما و بتعليم ما يعنى ترا امر نمائيم كه چگونه بسازى * ( فَإِذا جاءَ ) * پس چون بيامد * ( أَمْرُنا ) * فرمان ما به سوار شدن يا نزول عذاب ما بر ايشان * ( وَفارَ التَّنُّورُ ) * و بجوشد تنور يعنى وقتى كه زن تو نان پزد از ميان آتش آب برآيد مرويست كه وحى بنوح ع آمد كه كشتى را بر طريق سينهء مرغ بسازد و چون بآنوجه تمام كرد بوى خطاب آمد كه چون آب از تنور جوشد در كشتى نشين و اتباع خود را در آن درآور نوح بمقتضاى اين وعده انتظار ميكشيد تا آنكه روزى زن او نان مىپخت و تنور پر از آتش بود فى الفور آب از آن بر جوشيد وى بيامد و شوهر را از اين خبر داد نوح اتباع خود را جمع كرد و همه در