الملا فتح الله الكاشاني

204

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

سركه شود به جهت عدم مالكيت اول مر آن را و چون اين كلام بر صفحهء خواطر منقش گشت پس مىگوييم كه معظم فقها به اين آيه استدلال كرده‌اند بر توزيع ديه بر حالات و انتقالات مذكوره به اين وجه كه واجب گردانيده‌اند بيست دينار در اتلاف نطفه بعد از استقرار آن در رحم زيرا كه در نطفه قبل از وقوع آن در رحم ده دينار است بدليل ( لو انه افرغ مجامعا فعزل ضمن المفرغ عشرة و كذا لو عزل الزوج عن خرة به عقد الدوام كان عليه عشرة دنانير فحينئذ ) مستفيد مىشود بوقوع آن در رحم حالت ديگر كه زايد است بر آن پس او را دينى زايد بر آن واجب باشد و چهل دينار واجب گردانيده‌اند در علقه و شصت در مضغه و هشتاد در عظم و بعد از اكتساى لحم و قبل از ولوج روح صد دينار و بعد از ولوج روح ديهء كامله اگر مذكر باشد و نصف شدن اگر مؤنث باشد و اگر مجهول الحال باشد نصف ديه مذكور و مؤنث و نزد بعضى حكم بقرعه است و نيز گفته‌اند كه ميان حالت سابقه و ما بعد آن بيست روز است و اتيان به كلمهء فا منافى اين نيست به جهت تعقيب استعدادى چنان كه گذشت پس براى هر روزى دينارى باشد و اين هنگام اگر نطفهء بيست روز لبث كرده باشد در رحم بيست دينار ديه آن باشد و اگر بيست و يك روز باشد بيست و يك دينار و اگر سى روز سى دينار و على هذا القياس و اين حكم مشهور است ميان فقها و ليكن مستند آن معلوم نيست و حديثى كه شيخ در تهذيب از يونس شيبانى نقل كرده كه او گفت از صادق ( ع ) پرسيدم كه اگر از نطفه قطرهء خون بيرون آيد به جهت جنايت ديهء آن چيست فرمود القطرة غير النفطة فيها اثنان و عشرون دينارا گفتم اگر دو قطره بيرون آيد فرمود اربعة و عشرون دينارا گفتم اگر سه قطره باشد فرمود ست و عشرون دينارا گفتم اگر چهار قطره باشد فرمود ثمانية و عشرون دينارا و فى خمس ثلاثون دينارا و ما زاد على النصف فعلى حساب ذلك حتى يصير علقة فاذا صارت علقة ففيها اربعون دينارا در طريق آن صالح بن عقبه است و او كذابست و غالى بوده و مناكير بسيار از او صادر شده و نيز بعضى از فقهاى ما گفته‌اند كه در ديهء جنين قبل از ولوج روح در ان غره است و ابن جنيد تقدير قيمة غره به نصف عشر ديه كرده و غره در اصل لغت بمعنى عبد و امه است و مرويست كه صحابه اختلاف كرده‌اند در موؤده كه آن چه باشد و در عزل و اسقاط مرأة جنين خود را عمدا نيز با يكديگر اختلاف كرده‌اند كه واد باشد يا نه امير المؤمنين ( ع ) فرمود كه انهما لا تكون موؤدة حتى لا يأتى عليها التارات السبع عمر گفت ( صدقت اطال اللَّه بقاءك ) و مراد حضرت بتارات سبع طبقات سبعست كه در آيهء مذكوره مبين شده و بعد از ان فرمود كه اذا استهل بعد الولادة ثم دفن فقد وعد پس حاملهء مسقطه را وائد نتوان گفت انتهى كلام الشيخ فى الكنز و اينكه از حضرت رسالت پناه ( ص ) مرويست كه يجمع اللَّه خلق احدكم فى بطن امة اربعين يوما نطفة ثم يكون علقة مثل ذلك ثم يكون مضغة مثل ذلك ثم يرسل ملكا ينفخ فيه الروح فيؤمر باربع كلمات فيكتب رزقه و اجله و عمله و شقى