الملا فتح الله الكاشاني

198

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ماخوذ از كرم مفردس اى مغرس و تانيت ضمير باعتبار اينست و در روايت آمده كه حقتعالى فردوس را بنا كرد خشتى از طلا و خشتى از نقره و خلال آن خشتهاى بجاى گل مشك ازفر نهاد و در روايت ديگر آمده كه خشتى از آن از طلا بنا نهادند و خشتى از نقره و خشتى از مشك و فواكه لذيذه و رياحين طيبه را در آنجا غرس فرموده و چون حق سبحانه بيان نعمت جنت نمود براى اهل ايمان تنبيه ايشان كرد بر اعظم نعمت دنيويه كه ايجاد ايشان است بر احسن وجه و فرمود كه * ( وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنْسانَ ) * و بدرستى كه آفريديم آدم را * ( مِنْ سُلالَةٍ ) * از خلاصهء و نقاوه بيرون كشيده شده * ( مِنْ طِينٍ ) * از گل اين جار مجرور متعلق است بمحذوفى كه صفت سلالة است اى حاصله من طين يا آنكه من بيانيه است و يا متعلق است بسلاله بجهة آنكه در معنى مسلوله است پس من از براى ابتدائيه باشد هم چنان كه اولى و مراد بالانسان ابو البشر ( ع ) است كه آدم صفى است كه مخلوقشده از صغوه و خلاصهء مسلول و بيرون كشيده شده از طين و يا مراد جنس است زيرا كه همهء آدميان مخلوق شده‌اند از سلالاتى كه بعد از ادوار نطف شده‌اند چه نطف از نباتات حاصل شده‌اند بىواسطه چون حنطه يا بواسطه چون لحوم و نباتات از اجزاى ارضيه‌اند كما قال منها خلقناكم و گويند مراد بطين آدم است زيرا كه وى از آن مخلوق گشته و سلالة نطفه او يعنى بيافريديم آدميان را از منى كه بيرون آمد از گل كه آدم است على الخاتم و عليه السلام * ( ثُمَّ جَعَلْناه نُطْفَةً ) * در كلام مضاف محذوف است اى ثم جعلنا نسله يعنى گردانيديم نسل آدم را از نطفهء مراد آنست كه آفريديم ذريهء او را از آب منى و بنا بر تفسير ثانى معنى آنست كه گردانيديم سلاله را بنطفه و بنا بر اين تذكير ضمير بر تاويل جوهر است يا مسلول يا ماء و قوله * ( فِي قَرارٍ مَكِينٍ ) * متعلق است به محذوف اى نطفة مستقرة فى قرار مكين و قرار بمعنى مستقر است كقوله جَعَلَ لَكُمُ الأَرْضَ قَراراً اى مستقرا يعنى نطفه قرار گرفت در قرارگاه استوار كه رحم است و وصف محل كه مستقر است بمكانت كه محل است يا آنكه حقيقت صفت نطفه است كه حال است و مستقر در رحم به جهت مبالغه است هم چنان كه تغيير مستقر بقرار كقولك طريق ساير و ميتواند بود كه وصف رحم بمكانت بر حقيقت خود باشد چه رحم فى نفسها ممكنست و محروز و محفوظ از ضعف ماسكه و فتور حفظ حاصل كه حق سبحانه ميفرمايد كه ما نطفه را در رحم جاى داديم و تا چهل روز آنجا سفيد نگاه داشتيم * ( ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ ) * پس قرار داديم آن نطفهء سفيد را * ( عَلَقَةً ) * پارهء خون سرخ بسته چهل روز ديگر * ( فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ ) * پس ساختيم آن خون بسته را * ( مُضْغَةً ) * آن مقدار گوشتى كه به يك بار بخايند چهل روز ديگر * ( فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ ) * پس گردانيديم