الملا فتح الله الكاشاني
175
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
متعدى كه در عقوبت از اقتصاص تجاوز نمود * ( إِنَّ اللَّه ) * بدرستى كه خدا * ( لَعَفُوٌّ ) * هر آينه عفو كننده است * ( غَفُورٌ ) * آمرزنده مر منتقمرا كه در حرم مقاتله نموده و چون غرض او از آن مقابلهء اهل شركست در قصاص نه در زياده بر آن و ابن مجوز است شرعا در حرم و ذكر عفو و غفور با وجود عدم ذنوب در اين مقام جهت مبالغه است در ترك مقاتله در حرم و فرط ملاحظهء حرمت آن بر وجهى كه گوييا اقتصاص نيز حرام است در حرام و نزد بعضى معنى آنست كه هر مسلمانى كه عقوبت كند مشركان را در مكه بعد از آنكه با او در مقام ايذا و قتال در آمده باشند و باز ايشان بر او ستم كنند باخراج او از زمين حرم حق تعالى او را بر ايشان مظفر گرداند در روز فتح مكه و در موضع آورده كه آيه در بيان حكم جراحاتست مطلقا يعنى هر كه شخصى را مجروح سازد و وى را مقابل آن جارح خود را مجروح گرداند و ديگر باره آن شخص بر مجروح اول اعادهء جرح كند حق تعالى شخص ثانى را نصرت دهد بر اول يا آنكه مراد مطلق ظلم باشد يعنى اگر كسى ظلم كند و مظلوم دست يافته ظالم خود را عقوبت كند و باز اين ظالم بر اين مظلوم كه جزاى او داده باشد در عقوبت دست يابد خدا نصرت اين مظلوم دهد بر او و خداى درگذرنده و آمرزنده منتصر است كه تابع هواى خود شده در انتقام و اعراض نموده از آنچه حقتعالى بر او مندوب گردانيده در كريمهء وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ در اين تعريض است بر حث بر عفو و مغفرت چه هر گاه حق تعالى با آنكه در نهايت اقتدار و كمال قدرتست عفو كند و از سر گناه درگذرد پس غير او اولى خواهد بود به اين و تنبيه است بر آنكه او سبحانه قادر است بر عقوبت چه موصوف بعفو نميشود مگر كسى كه قادر باشد بر ضدان و در كشاف آورده كه ذكر عفو و غفور در اين موضع جهت آنست كه معاقب مبعوث است و مامور از جانب حقتعالى بر اخلال عقاب و عفو از جانى بر طريق تنزيه نه تحريم و مستوجب مدحست نزد او سبحانه اگر اختيار اين مندوب اليه كند و در طريق تنزيه سلوك نمايد و چون ايثار عفو نكرد بلكه در صدد انتصار و عقاب درآمد و نظر نكرد در كريمهء فَمَنْ عَفا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُه عَلَى اللَّه وَأَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى وَلَمَنْ صَبَرَ وَغَفَرَ إِنَّ ذلِكَ لَمِنْ عَزْمِ الأُمُورِ بس حقتعالى عفو و غفور است كه ملامت نكند او را بر ترك اين مندوب و مع ذلك ضامن نصرت او است در كرت ثانيه بانتقام او از باغى و ظاهر آيه دليلست بر آنكه مراد مطلق جراحات و مظالمست * ( ذلِكَ ) * آن نصر خداى مظلوم را * ( بِأَنَّ اللَّه ) * بسبب آنست كه حق تعالى قادر مطلقست بر آنكه بعضى امور را بر بعضى غالب گرداند و عادت او جاريست بر مداولة ميان اشياى متعانده و از آن جمله اينست كه * ( يُولِجُ اللَّيْلَ ) * در ميآرد شب را * ( فِي النَّهارِ ) * در روز به اين وجه كه ساعت