الملا فتح الله الكاشاني

176

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

او را مىافزايد در روز يا ظلمت شب را بجاى روشنى روز مينهد * ( وَيُولِجُ النَّهارَ ) * و در مىآورد روز را * ( فِي اللَّيْلِ ) * در شب يعنى ساعتهاى او را زياده مىسازد يا ضوء نهار را بجاى ظلمت ليل ميآورد مراد آنست كه بمحض قدرت كامله از شب كم مىكند و ميكاهد و در روز ميافزايد و از روز ميكاهد و در شب ميافزايد يا تحصيل ظلمت ليل مىكند در مكان ضياء شمس بغيبوبة شمس و ضياى روز در مكان ظلمت ليل بطلوع آن * ( وَأَنَّ اللَّه ) * و بسبب آنست كه خداى تعالى * ( سَمِيعٌ ) * شنواست قول معاقب را در دعا كردن بنصرت * ( بَصِيرٌ ) * بينا باحوال منتقم يعنى عالمست باقوال و احوال مظلوم پس مقرون سازد دعاى او را باجابت * ( ذلِكَ ) * اين وصف حقتعالى بكمال قدرت و علم در خلق ليل و نهار و احاطهء او به آنچه جارى مىشود در آن از اقوال و احوال آفريدگان * ( بِأَنَّ اللَّه ) * بسبب آنست كه حقتعالى * ( هُوَ الْحَقُّ ) * او است ثابت در نفس و واجب بذات خود نه غير او و وجوب وجود لذاته مقتضى آنست كه وى مبدء وجود ما سواى خود باشد و عالم بالذات بما عداى خود يا آن كه او است ثابت در الوهيت نه غير او پس البته قادر و عالم باشد بر جميع مكنونات * ( وَأَنَّ ما يَدْعُونَ ) * و بسبب آنست كه آنچه شما ميپرستيد و حفص به يا مىخواند يعنى آنچه ميخوانند و مىپرستند مشركان * ( مِنْ دُونِه ) * بجز از خداى از اصنام * ( هُوَ الْباطِلُ ) * او است باطل و معدوم در حد ذات خود يا باطل در الوهيت * ( وَأَنَّ اللَّه ) * و بسبب آنست كه خداى تعالى * ( هُوَ الْعَلِيُّ ) * او است متعالى از اشباه در حد ذات خود و بلند مرتبه از همهء اشياء * ( الْكَبِيرُ ) * بزرگوار از آنكه او را شريكى باشد چه شان او اعلا است از ما سوى او سلطانية او اكبر از ما عداى و جميع ممكنات در جنب عظمت او در نهايت صغارت و حقارتند و در غايت افتقار و مذلت در احقاق آورده كه او است موجود بذات خود و ديگران اگر چه موجودند وجود ايشان به دو است پس بذات خود باطل باشند چه باطل آنست كه فى ذاته موجود نبود مانند دعاوى باطله و از اينجا است كه حضرت رسالت ص فرموده كه صدق بيت قالت العرب قول اللبيد ع الا كل شىء ما خلا اللَّه باطل و نيز به جهت بيان قدرت كاملهء خود مىفرمايد كه * ( أَ لَمْ تَرَ ) * آيا نديدى و ندانستى استفهام براى تقرير است يعنى البته دانسته * ( أَنَّ اللَّه ) * آن را كه خدا * ( أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ) * فرو فرستاد از ابر يا از جانب آسمان * ( السَّماءِ ) * آبى را * ( فَتُصْبِحُ الأَرْضُ ) * پس كشت زمين * ( مُخْضَرَّةً ) * سبز گشته بگياه بعد از پژمردگى و خشكى و بدانكه چون استفهام بر صرافت معنى خود نيست بلكه غرض از