الملا فتح الله الكاشاني
170
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مذكور را گفته باشد بر سبيل انكار و معاريض و بر طريق تهكم و استهزا و مظنهء ايشان چنان بوده باشد كه آن حضرت به قصد تعظيم مدحت اصنام اين را گفت و چون عادت مشركان چنان بود كه هر گاه رسول ( ص ) قرآن خواندى ايشان در ميان آن شعر خواندندى و سخن لغو و باطل گفتندى تا رسول را بغلط اندازند و كسى استماع قرائت او نكند و آنچه گويد باطل گردانند كما قال اللَّه تعالى وَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيه لَعَلَّكُمْ تَغْلِبُونَ پس ممكنست كه كلمات مذكوره را به قصد اين گفته باشند و بمردمان رسانيده كه قول پيغمبر است و گويند در حينى كه پيغمبر ( ص ) در نماز قراءة كرده وقف نمود يكى از مشركان اين كلمات واهيه را در ميان قراءة او انداخته و در مخيله مردمان چنان نمود كه آن حضرت گفته و يا مباح بوده باشد كه پيغمبر ( ص ) بر طريق انكار و استهزا و تهكم اين را در نماز بگويد و بعد از آن منسوخ شده باشد بآيات ديگر و نزد بعضى ديگر مراد آن حضرت بغرانيق ملائكه بود و مشركان توهم كردند كه مراد وى از آن الههء ايشانست و در بعضى روايات آمده كه اين كلمات قرآنى بود در وصف ملائكه و معنى آنكه ملائكه كه متصفاند بسيادت و كرامت و حسن صورت و سيرت شفيعانند نه اصنام و چون مظنهء مشركان چنان بود كه مراد از آن الهه ايشانند حقتعالى نسخ قراءة آن فرمود و برخى گفته كه جايز است كه پيغمبر ( ص ) اين كلمات را از قوم شنيده باشد و حفظ كرده در اثناى قراءة شيطان القاى اين كرده باشد در خواطر او نزديك به آن رسيده كه بر زبان او جارى شود حقتعالى عاصم او شده باشد و او را متنبه ساخته و نسخ وسواس شيطان كرده و احكام آيات خود فرموده و آن را محفوظ داشته از ارادهء شيطان از مجاهد مرويست كه مراد آنست كه چون وحى دير شدى رسول تمناى آن كردى شيطان در آن حال مجال يافته وسواس او دادى كه وحى منقطع شد حقتعالى نسخ آن كرده بانزال آيات و قول اول كه صدر آيه مذكور شد اوضح و اصح اين اقوالست و مؤيد اينست كه بعد از آن بيان حكمت مىكند در تمكين شيطان از القاى كلام در ميان تلاوت سيدا نام ( ص ) كه دالست بر آنكه ملقى امر ظاهر است ميان محق و مبطل و همهء ايشان آن را مىدانند و مىفرمايد كه * ( لِيَجْعَلَ ) * يعنى تمكين داد خداى تعالى شيطان را از آنكه القا كند بوقت تلاوت انبيا تا گرداند او سبحانه * ( ما يُلْقِي الشَّيْطانُ ) * آن چيزى را كه القا مىكند شيطان * ( فِتْنَةً ) * آزمايشى و ابتدايى * ( لِلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ ) * مر آنان را كه در دلهاى ايشان * ( مَرَضٌ ) * بيمارى شك و تردد باشد يعنى منافقان * ( وَالْقاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ ) * و مر آنان را كه سخت است دلهاى ايشان يعنى كافران مراد آنست كه تا منافقان معاند و مشركان جاحد از القاى شيطان مادر كه متضمن شده تكليف است در تعبد و صعوبت و مشقت در فرق كردن ميان آنچه حقتعالى احكام