الملا فتح الله الكاشاني

171

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

آن گروه از آيات حقه و آنچه شيطان القاى آن كرده از كلمات باطلهء شك و تردد ايشان بيشتر گرد و در كفر خود بيفزايند به جهت عدم تامل و تفكر در فرق كردن ميان حق و باطل * ( وَإِنَّ الظَّالِمِينَ ) * و بدرستى كه ستمكاران يعنى اين دو گروه وضع مظهر در موضع مضمر كه ان انهم است جهة اثبات ظلمست بر ايشان يعنى فرقهء كفر و طايفهء نفاق كه ظلم و ستمكارند بر خود بضلالت و غوايت و بر غير باضلال و اغوا * ( لَفِي شِقاقٍ بَعِيدٍ ) * هر آينه در خلاف و نزاع دور و درازند و در ستيزه و عناد بىپايان يعنى به جهت فرط عناد و جحود دور افتاده‌اند از طريق صواب كه آن متابعت سيد عالم است ( ص ) * ( وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ ) * و ديگر آنكه حكمت در تمكين شيطان از القا آنست كه تا بدانند آنان كه * ( أُوتُوا الْعِلْمَ ) * داده شده‌اند دانش يعنى تا اهل ايمان كه عالماند بطريق صواب و منهج حق بدانند * ( أَنَّه الْحَقُّ ) * آنكه قرآن حق است * ( مِنْ رَبِّكَ ) * نازل از پروردگار تو و شيطان را در آن مجال تغيير و تبديل نيست * ( فَيُؤْمِنُوا بِه ) * پس ايمان آورند به قرآن يا به خدا يعنى ثابت و راسخ شوند در ايمان يا زياده گردانند ايمان را بر ايمان خود * ( فَتُخْبِتَ لَه ) * پس نرم شود و بيارامد براى قرآن يا خدا * ( قُلُوبُهُمْ ) * دلهاى ايشان تا بعبادت و خشيت به جهت قوة ايمان و احكام آن را قبول كنند و گويند معنى آنست كه تا آنان كه عالمند بحكمت و مصلحت حضرت عزت بدانند اين را كه تمكين شيطان از القا حقست و صادر از پروردگار از روى حكمت كه آن امتحان و ابتلا است يعنى به جهت امتياز ميان اهل كفر و نفاق و ميان اهل ايمان پس بگروند به آن و تصديق آن نمايند و قلوب ايشان خاضع و خاشع گردد مر او سبحانه را و مطيع و منقاد امر او شوند * ( وَإِنَّ اللَّه ) * و بتحقيق كه خداى تعالى * ( لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا ) * هر آينه راه نماينده است آنان را كه گرويده اند * ( إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * بسوى راه راست يعنى هر چه بر مؤمنان مشكل و متشابه گردد در دين حق تعالى ايشان را راه نمايد به نظر صحيح و فكر سليم تا بتاويلات صحيحه كه مقتضى اصول محكمه و قوانين حقه باشد تنزيل و تاويل نموده به مقصود رسند كه آن طريق حق و منهج صوابست و حيرت و شبهه بالكليه زايل گردد از ايشان و گويند مراد بصراط مستقيم طريق جنت است يعنى هدايت كنند ايشان را در قيامت ببهشت * ( وَلا يَزالُ الَّذِينَ كَفَرُوا ) * و هميشه باشند آنان كه نگرويده‌اند * ( فِي مِرْيَةٍ مِنْه ) * در شك از قرآن يا از رسول يا از آنجا كه القاى آن كرده شيطان در تلاوت پيغمبر و ميگويند كه چه شد محمد ( ص ) را كه بعد از ذكر الههء ما بصفة خير از آن برگشت و پشيمان شد و ندانستند كه قايل اين شيطان بود نه پيغمبر پس دايم ايشان در شكند * ( حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ ) * تا وقتى كه بيايد بديشان قيامت يا اشراط آن يا مرگ كه قيامت