الملا فتح الله الكاشاني

145

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

مردمان به حج رفتن پس در مدينه خلايق بسيار از اعراب و غيرهم جمع شدند و اكثر از اهل مدينه بودند آن حضرت بيست و ششم ذى القعده از مدينه بيرون رفت و چون به مسجد شجره رسيد وقت زوال بود همانجا غسل كرده نيت حج قرآن فرمود و بعد از آنكه ظهرين را ادا كرده بود متوجه مكه شد و مناسك حجة الوداع را بجا آورد پس بنا بر اين قول معنى آنست كه اى محمد ( ص ) ندا كن مردمان را و دعوت نما آنها را بطواف خانهء خدا تا سواره و پياده بيايند نزد تو * ( لِيَشْهَدُوا ) * به جهت آنكه حاضر شوند * ( مَنافِعَ لَهُمْ ) * نزد منفعتها كه مر ايشانراست يعنى بمنافع دينى يا دنيوى خود برسند كه آن ارباح تجارتست در دنيا و يا رسيدن بجنات اعلا در عقبى و مستفيض شدند بعفو و مغفرت از جانب حقتعالى اول قول ابن عباس و سعيد بن جبير است و بنا بر اين غرض از ذكر منافع ترغيب مردمانست به مكه چه آن غير ذى ذرع است كه اگر اين ترغيب نميبود سكان آنجا متضرر ميشدند و لذلك قال ابراهيم فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ و ثانى قول سعيد بن مسيب و عطيه است و از ابى جعفر و ابى عبد اللَّه ( ع ) نيز ماثور است و احاديث و اخبار متظاهره در اين باب شاهد است بر اينقول و مجاهد گفته كه مراد هم تجارتست در دنيا و هم ثواب در آخرت و در كنز العرفان ذكر كرده كه حمل منافع بر منفعت دنيا و آخرت معا هم چنان كه قول مجاهد است بعيد نيست از صواب و نافى قولين مذكورين نيست و مويد اينست كه منافع را بتنكير ادا نموده كه دالست بر تكثير آن و در كشاف نيز آورده كه تنكير منافع جهت آنست كه مراد از آن منافع دينيه و دنيويه است كه مختص است به اين عبادت و در غير آن از انواع عبادت چون صلوة و صوم و زكات يافت نميشود * ( وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّه ) * و به جهت آنكه ياد كنند نام خداى را از لبيك اللهم لبيك تا آخر و از تكبير غير آن از اقسام ذكر * ( فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ ) * در روزهاى دانسته شده و معلوم و معهود در ميان ايشان كه آن عشر اولست از ذى الحجه و مراد بمعدودات در آيهء * ( اذْكُرُوا اللَّه فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ ) * ايام تشريقست كه آن روز نحر است و سه روز بعد از آن و معدودات ايام عشر و اين قول از ابى جعفر ( ع ) ماثور است و زجاج گفته كه مقوى قول ثانيست اينكه بعد از اين فرموده * ( عَلى ما رَزَقَهُمْ ) * يعنى تا ذكر خدا كنند بر ذبح و نحر آنچه روزى داده است ايشان را * ( مِنْ بَهِيمَةِ الأَنْعامِ ) * از بسته زبانان انعام از شتر و گاو و گوسفند پس مراد آنست كه در حين ذبح و نحر نام خدا ببرند و باسم او بكشند نه باسم بتان هم چنان كه شعار كفار است پس مراد بذكر تسميه باشد و بنا بر اول معنى آنست كه تا ذكر خدا كند و به حمد و شكر او قيام نمايند بر آنچه روزى ايشان گردانيده از انعام و از صادق ( ع ) مرويست كه مراد تكبير است