الملا فتح الله الكاشاني

144

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

هفتصد حسنه از حسنات حرم گفتند يا رسول اللَّه حسنات حرم چه چيز است فرمود هر حسنهء آن مقابل صد هزار حسنه است در غير آن در كشف الغمه از على بن زيد بن جدعان نقل كرده كه حج الحسن خمس عشر حجة ماشيا و اذا النجايب ليقاد معه يعنى امام حسن ( ع ) پانزده حج گذارد پياده ملازمان وى اسبان خوش رفتار را با وى ميكشيدند تا بمكهء معظمه و شبههء نيست در اين كه هر چند مسافت ابعد باشد ثواب آن اكثر خواهد بود از انس مالك ماثور است كه گفت از سيد عالم ( ص ) شنيدم كه فرمود ان اللَّه يباهى باهل عرفات الملائكة يقول يا ملائكتى انظروا الى عبادى شعثاء غبراء اقبلوا يضربون الى من كل فج عميق فاشهدكم انى قد اجبت دعائهم و شفعت رغبتهم و هبت مسيئهم لمحسنهم و اعطيت محسنهم جميع ما سألوني غير التبعات التي بينهم فاذا افاض القوم الى جمع و وقفوا و عاد وافى الرغبة و الطلب من اللَّه يقول يا ملائكتى عبادى وقفوا و عادوا فى الرغبة و الطلب فاشهدكم انى قد اجبت دعاءهم و شفعت رغبتهم و وهبت مسيئهم لمحسنهم و اعطيت محسنهم جميع ما سألوني و كفلت عنهم بالتبعات التي بينهم ترجمهء حديث اينست كه بدرستى و راستى كه حقتعالى با فرشتگان مباهات و نازش ميفرمايد باهل عرفات و ميگويد اى فرشتگان من نظر كنيد به بندگان من كه همه ژوليده موى و گرد آلود توجه نموده‌اند و طى مسافت نموده‌اند و بجانب من آمده‌اند از راه دور پس گواه ميگيرم شما را كه بتحقيق كه من اجابت دعاى ايشان كردم و شفاعت ايشان دادم در هر كه راغب باشند به او بخشيدم بد كار ايشان را به نيكو كار ايشان و اعطا كردم نيكو كاران ايشان را جميع آنچه از من طلبيده‌اند غير از حقوقى كه در ميان ايشان باشد يعنى غير از آن چيزى كه در ذمهء يكديگر داشته باشند و يا بطريق امانت نزد يكديگر گذاشته پس چون حاجيان از عرفات بمشعر روانه شوند و وقوف كرده دعا كنند در مرغبات و مطالب و مقاصد خود و او را با او سبحانه رفع نموده طلب انجاح آن كنند حقتعالى بملائكه گويد اى فرشتگان من بندگان من وقوف نموده‌اند در مشعر و در مرغوب و مطلوب خود عود كرده از من طلب آن ميكنند پس گواه ميگيرم شما را كه من اجابت نمودم دعاى ايشان را و زمام شفاعت بدست ايشان دادم تا در حق هر كه رغبت داشته باشند شفاعت كنند و بدكار ايشان را بنيكوكاران ايشان بخشيدم و نيكوكاران ايشان جميع آنچه طلب كرده‌اند بايشان ارزانى داشتم و ضامن شدم جميع حقوقى كه در ذمه يكديگر دارند و آن را در كف كفايت خود نهادم و فرداى قيامت خصمان ايشان را خوشنود گردانم بر وجهى كه هيچكس دعوى بر ايشان نداشته باشد از حسن و جبائى مرويست كه امر بتاذين متوجه حضرت رسالت ( ص ) است در حجة الوداع و در عين المعانى نيز چنين گفته و مصدق اينقولست آنچه از صادق ( ع ) ماثور است كه پيغمبر ( ص ) قبل از حجة الوداع ده سال در مدينه اقامت فرمود در اين مدت به حج نرفت و چون اين آيه نازل شد منادى خود را امر فرمود كه ندا در دهد در ميان