الملا فتح الله الكاشاني
125
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ميفرمايد كه * ( يا أَيُّهَا النَّاسُ ) * اى مردمان مراد منكران بعثاند * ( إِنْ كُنْتُمْ ) * اگر هستيد شما * ( فِي رَيْبٍ مِنَ الْبَعْثِ ) * در شك از برانگيختن حقتعالى همهء بندگان را و مىگوييد كه اعادهء مقدور ممكن نيست مر او سبحانه را آخر نظر كنيد در اول حال خود * ( فَإِنَّا خَلَقْناكُمْ ) * پس بدرستى كه آفريديم ما پدر شما را * ( مِنْ تُرابٍ ) * از خاك و همهء شما فرع اوئيد و هر كه قادر باشد كه آدمى تمام خلقت و صورت از خاك بيافريند البته توانا خواهد بود كه عظام و لحوم را جمع كرده احياى آن نمايد يا شما را خلق كرديم از اغذيهء نباتيه كه منى از آن متكون مىشود مراد آنست كه مزيل ريب شما آنست كه تفكر كنيد در بدء خلق خود كه آن اينست كه اول شما را از خاك آفريديم * ( ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ) * پس از منى و آن آبيست كه از پشت مرد و سينهء زن در رحم جمع مىشود و نطفه مشتقست از نطف بمعنى صب يعنى از آبى كه ميريزند در رحم * ( ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ) * پس از مقدار خون بسته * ( ثُمَّ مِنْ مُضْغَةٍ ) * پس از قطعهء گوشت به مقدار آنكه مضغ كنند و نجايند * ( مُخَلَّقَةٍ ) * تمام خلقت كه در او هيچ نقصى و عيبى نبود * ( وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ ) * و ناتمام خلقت كه در بعضى از اجزاى آن نقصانى باشد يا مصوره و غير مصوره و در وسيط ذكر كرده كه غير مخلقه در سقط است كه بعضى از آن مصور باشد خلاصهء معنى آنست كه ما شما را منتقل ساختيم از حالى بحالى و از هيئتى بهيئتى * ( لِنُبَيِّنَ لَكُمْ ) * تا بيان كنم براى شما به اين انتقال بر سبيل تدريج قدرت و حكمت خود را يعنى تا استدلال كنيد از مبدء بر معاد و تامل كنيد كه هر چه قابل تغيير و فساد تكونست بار ديگر قبول آن ميتواند كرد و هر كه قادر باشد كه خلق بشر كند از تراب اولا پس از نطفه ثانيا كه هيچ مناسبتى بينهما نيست و نطفه را علقه گرداند ثالثا با آنكه بينهما تباين ظاهر است و علقه را مضغه گرداند رابعا و مضغه را بعظام خامسا لا محاله قادر خواهد بود بر اعادهء آن ثانيا و در حذف مفعول ايما است به آنكه به اين افعال مبين مىشود از قدرت و حكمت او آنچه بذكر احاطهء آن نتوان كرد و به وصف بكنه آن نتوان رسيد * ( وَنُقِرُّ ) * و قرار ميدهيم و باقى ميگذاريم * ( فِي الأَرْحامِ ) * در رحمها * ( ما نَشاءُ ) * آنچه خواهيم كه قرار دهيم و باقى گذاريم يعنى جنينى را كه مشيت ما تعلق گيرد به اينكه سقط نشود و در رحم بماند * ( إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى ) * تا وقتى كه نام برده شده كه زمان وضعست يعنى تا زمانى كه معين و مقرر گشته در لوح كه وضع در آن واقع شود و اقل آن ششماه است و اكثر آن ده و بروايتى يك سال و اول اشهر است و اينكه نزد شافعيه اكثر زمان وضع چهار سالست و نزد حنيفه دو سال مخالف اسانيد وثيقه و احاديث صحيحه است از ائمهء هدى ( ع ) از