الملا فتح الله الكاشاني

124

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

و عدم قدرت او بر احياى موتى يعنى اثبات صفات سلبيه به او مينمايد و در توحيد و قدرت و نفى شريك و ولد مخاصمه مىورزد * ( بِغَيْرِ عِلْمٍ ) * بىدانش و معرفتى و بدون برهان و حجتى * ( وَيَتَّبِعُ ) * و پيروى مىكند در آن مجادله و در عامه احوال خود * ( كُلَّ شَيْطانٍ مَرِيدٍ ) * هر ديو سركش را كه تمرد كننده است از فرمان خدا مريد در اصل لغت بمعنى متجرد و عريانست و منه الامرد يعنى ديوى كه متجرد است از براى فساد و افساد و معرا از صلاح و اصلاح * ( كُتِبَ عَلَيْه ) * نوشته شده است بر آن ديو يعنى در لوح محفوظ مرقوم گشته و گويند كه كتب بر سبيل مثل است يعنى ظهور ضلالت و اضلال آن ديو بر وجهيست كه گوييا بر او نوشته و واجب گردانيده شده * ( أَنَّه ) * آنكه شان اينست كه * ( مَنْ تَوَلَّاه ) * هر كه آن ديو را دوست دارد يعنى پيروى او نمايد * ( فَأَنَّه ) * پس بدرستى كه آن ديو * ( يُضِلُّه ) * گمراه گرداند تابع خود را از راه راست كه طريق ناجيه است از شقاوت ابديه و موصل بسعادت سرمديه * ( وَيَهْدِيه ) * و راه نمايد او را * ( إِلى عَذابِ السَّعِيرِ ) * بسوى عذاب آتش سوزنده يعنى دوست و تابع خود را بر كارى دارد كه مكافات آن آتش دوزخ بود و در بعضى تفاسير آمده كه ضمير عليه راجع است بمجادل يعنى حكم كرده خداى تعالى بر آن جدال كننده كه هر كه پيرو او باشد بدوزخ رسد خلاصه كلام آنست كه هر كه جدال ورزد در چيزى كه جايز باشد بر او سبحانه و در آنچه ممتنع بود بر او از صفات و افعال و در آن مجادله متمكن و واثق نباشد بعلم و تبعيت برهان و حجت نكند هر آينه سر رشته نصفت و عدالت را از دست داده خود را در چاه غوايت و ضلالت اندازد و خبط نمايد در ما يجادل فيه مانند خبط عشوا در مسالك مظلمه و امتياز ميان حق و باطل نكرده در طريق مخاصمه تابع خطوات شياطين عاتيه شود و به جهت اين از طريق جنت نعيم منحرف شده بوادى عذاب جحيم و عقاب اليم افتد و شبهه نيست در آنكه هر كه تابع ائمه هوا و رؤساى بدع مىشود و پيروى كسانى مينمايد كه منحرفند از جادهء هدايت انتماى حضرت رسالت و اهل بيت او كه مصابيح طريق هدايتند و كواكب برج نجات هر آينه در ظلمت ضلالت گرفتار شده مانند اتباع شياطين و رؤساى كفار بدار البوار شتابد و به عذاب سعير گرفتار گردد ( اللهم ثبتنا على المعتقد الصحيح الذى هو طريق اثمنك المعصومين و المذهب الحق الذى هو تتبع اهل بيت نبيك محمد سيد الانبياء و المرسلين و بعدنا عن معتقدات الأئمة الضالين و المضلين و ادخلنا برحمتك فى عبادك الصالحين به حق محمد و آله الطيبين الطاهرين ) و بدانكه چون اكثر جدال اهل كفر و شرك در باب بعث و نشور است از اين جهت حقتعالى بدليل ساطع و برهان لامع بيان تحقق وقوع آن