الملا فتح الله الكاشاني
52
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
عجب مىآيد شما را * ( أَنْ جاءَكُمْ ) * آنكه بيايد بشما * ( ذِكْرٌ ) * پندى و بيانى * ( مِنْ رَبِّكُمْ ) * از نزد پروردگار شما * ( عَلى رَجُلٍ مِنْكُمْ ) * بر مردى از شما يعنى هم نسب شما كه او را دانيد و او شما را داند و سبب فرود آمدن ذكر بر او اينست كه * ( لِيُنْذِرَكُمْ ) * تا بيم كند شما را از عقوبات الهى و در اجابت انبياء كفره را از كلمات واهيه ايشان به اين نوع اجابت و اعراض از مقابله ايشان كمال نصح و شفقت است و هضم نفس و حسن مجادله و تنبيه بر آنكه ناصح بايد كه به اين نوع سخنان جواب قوم خود دهد و بسخنان ناخوش ايشان التفات نكند و در گفتار وَأَنَا لَكُمْ ناصِحٌ أَمِينٌ تنبيه است بر اين كه ايشان هود را به اين عنوان ميشناختند و ميدانستند و معنى استفهام در او عجبتم انكار تعجبست يعنى در اين تعجبى نيست كه حق تعالى هر كه را كه صلاح بيند برسالت فرستد و بعد از تخويف از عقاب تذكير ايشان مىكند بانعام او سبحانه نعم جليله را بايشان و ميفرمايد كه * ( وَاذْكُرُوا ) * و ياد كنيد نعمت خداى را * ( إِذْ جَعَلَكُمْ ) * چون گردانيد شما را * ( خُلَفاءَ ) * پس نشينان و ساكنان زمين احقاف * ( مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ ) * از پس گروه نوح عليه السلام و و يا پادشاهان بعد از او چه شداد بن عاد پادشاه زمين عالج بود تا بحر عمان * ( وَزادَكُمْ فِي الْخَلْقِ ) * و بيفزود در آفرينش شما * ( بَصْطَةً ) * قامت و قدرت را زياده بر ديگران مرويست كه مقدار كوتاه ترين قدهاى ايشان شصت گز بود و درازترين ايشان صد گز و همه تناور و با قوت تمام بودند * ( فَاذْكُرُوا آلاءَ اللَّه ) * پس ياد كنيد نعمتهاى خداى را * ( لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ) * تا باشد كه شما رستگار شويد چه شكر بر نعمت مؤدى بفلاح است * ( قالُوا ) * گفتند آن گروه مر هود را از روى انكار و استبعاد * ( أَ جِئْتَنا لِنَعْبُدَ اللَّه ) * آيا آمدهء بما تا بفرمايى كه ما پرستيم خداى را * ( وَحْدَه ) * در حالتى كه يگانه و تنها باشد * ( وَنَذَرَ ) * و دست باز داريم و پرستش فرو گذاريم * ( ما كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا ) * آن چيزى را كه بودند كه مىپرستيدند پدران ما از بتان اين استبعاد ايشانست از اختصاص خداى تعالى بعبادت و اعراض از آنچه پدران ايشان شريك او سبحانه گردانيده بودند به جهت انهماك در تقليد و شدت محبت آنچه به آن الفت گرفته بودند و معنى مجيئى در أ جئتنا يا مجيئى است از مكانى كه به آن معتزل شده بود از قوم خود و يا از آسمان بر سبيل تهكم يا بر قصد مجاز كقولهم ذهب بسنتى بعد از آن گفتند كه * ( فَأْتِنا بِما تَعِدُنا ) * پس بيار آنچه ما را به آن وعده ميكنى * ( إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ) * اگر هستى تو از راست گويان از نزول عذاب * ( قالَ ) *