الملا فتح الله الكاشاني
53
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
گفت هود كه * ( قَدْ وَقَعَ ) * بدرستى كه واجب شد * ( عَلَيْكُمْ ) * بر شما فرود آمدن اتيان بصيغهء ماضى بنا بر آنست كه متوقع كالواقع است و قد از براى تقريب است يعنى البته بشما ميرسد * ( مِنْ رَبِّكُمْ ) * از پروردگار شما * ( رِجْسٌ ) * عذابى لرزاننده و مضطرب سازنده اشتقاق آن از ارتجاس است بمعنى اضطراب * ( وَغَضَبٌ ) * و خشمى جهت ارادهء انتقام شما * ( أَ تُجادِلُونَنِي ) * آيا مجادله ميكنيد با من * ( فِي أَسْماءٍ ) * در چيز هايى كه محض اسماند يعنى بتان كه هر يك را نامى نهادهايد و معنى اسم الوهيت در ايشان مفقود است مرويست كه بعضى را ساقيه ميگفتند به گمان آنكه باران از ايشان مىبارد و بعضى را حافظه بمظنه اين كه نگاهبانان ايشانند در سفر و همچنين برخى را رازقه و بعضى را سايمه و اين مجرد اسما بود و معرى از مسمى چه اصنام جمادند و بعضى استدلال كردهاند به اين بر آنكه اسم عين مسمى است زيرا كه اگر چنين نبودى ذم ابطال بر ايشان متوجه نشدى به آنكه آنها اسماى مخترعهاند و حقتعالى حجتى به آن نازل نساخته و ضعف اين استدلال ظاهر است پس هود ( ع ) بفرمود كه جدالى مكنيد در اين اسماى بى مسمى كه از روى جهالت * ( سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ ) * نام نهادهايد ايشان را شما * ( وَآباؤُكُمْ ) * و پدران شما بالهه * ( ما نَزَّلَ اللَّه ) * نفرستاده است خداى * ( بِها ) * بجواز عبادت ايشان * ( مِنْ سُلْطانٍ ) * هيچ حجتى و برهانى و چون اين ظاهر شد بر شما با وجود اين مكابره ميكنيد و بر آن مصريد * ( فَانْتَظِرُوا ) * پس منتظر باشيد نزول عذاب را * ( إِنِّي مَعَكُمْ ) * بدرستى كه من نيز با شما * ( مِنَ الْمُنْتَظِرِينَ ) * از منتظرانم مر آن عذاب را * ( فَأَنْجَيْناه ) * پس نجات داديم هود را * ( وَالَّذِينَ مَعَه ) * و آنان كه با هود بودند يعنى در دين متابعت او مينمودند * ( بِرَحْمَةٍ مِنَّا ) * ببخشى و بخشايشى از ما بر ايشان * ( وَقَطَعْنا ) * و ببريديم و بر كنديم * ( دابِرَ الَّذِينَ كَذَّبُوا ) * بنياد آنان را كه تكذيب كردند و تكبر ورزيدند * ( بِآياتِنا ) * بنشانهاى قدرت ما يعنى ايشان را مستاصل ساختيم و از بيخ و بنياد بركنديم * ( وَما كانُوا مُؤْمِنِينَ ) * و نبودند گرويدگان بوحدانيت ما و رسالت هود ابن تعريض است به آنان كه نگرويده بودند بهود و تنبيه بر آنكه فارق ميان ناجى و هالك ايشان ايمان بود و تفصيل قصهء هود و هلاكت قوم او بروايت سدى و محمد بن اسحاق و غير ايشان از جمهور مفسران بر اينوجه است كه عاديان در زمين يمن بودند در موضعى كه آن را احقاف گويند لقوله تعالى وَاذْكُرْ أَخا عادٍ إِذْ أَنْذَرَ قَوْمَه بِالأَحْقافِ و در آن پشتهاى ريك بود و هر قطعهء از آن