الملا فتح الله الكاشاني
464
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
اضمار ندامت كنيد در دل * ( إِنَّ رَبِّي ) * بدرستى كه پروردگار من * ( رَحِيمٌ ) * بخشنده است بر مستغفران * ( وَدُودٌ ) * دوست دار تايبان و داد خدا با بندگان افاضه لطف و احسان است بايشان هم چنان كه كسى كه مودة غير داشته باشد به او اعطا و احسان مىنمايد و يا رضاى اوست ببندگان و قبول طاعت از ايشان و اثابت بر وفق آن و اين وعد است بر توبه بعد از وعيد بر اضرار و مىتواند بود كه فعول بمعنى مفعول باشد چون مهيب كه بمعنى مهيوب است يعنى بندگان او را دوست دارند و به جهت آن كمال انقياد امر او ميكنند يعقوب چرخى در شرح اسماء اللَّه معنى ودود را بر اين وجه ايراد كرده كه دوست دارنده نيكى به همه خلقان و دوست گرداننده دلها به حق يعنى او نيك را دوست ميدارد و نيكان او را دوست ميدارند از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله مرويست كه شعيب خطيب انبيا بوده * ( قالُوا ) * گفتند قوم او و وقتى كه از او استماع وعظ و تخويف كردند * ( يا شُعَيْبُ ما نَفْقَه ) * اى شعيب ما فهم نميكنيم * ( كَثِيراً مِمَّا تَقُولُ ) * بسيارى از آن چه مىگويى از وجوب توحيد و حرمت تطفيف و اين بواسطه قلة تعقل و تفكر ايشان بود يا اين سخن بر وجه عناد و استهانة ميگفتند و يا به جهت شدة نفرت ايشان از او اذهان خود را متوجه سخنان او نميگردانيدند تا او را دريابند و بر حقيقت آن مطلع شوند و اگر نه چرا فهم كلام نكردندى و حال آنكه او خطيب الانبيا بود و ديگر گفتند * ( وَإِنَّا لَنَراكَ فِينا ) * ما مىبينم تو را در ميان خود * ( ضَعِيفاً ) * بى قوت در دفع ما يا ضعيف البصر و به جهت اين آزارى به تو نميرسانيم و در لغت حمير ضعيف بمعنى اعمى است و لفظ فينا ابا دارد از حمل ضعف بر عمى بشهادت ذوق سليم و يا تو مهيتى و عزتى ندارى * ( وَلَوْ لا رَهْطُكَ ) * و اگر نه قوم تو بودندى كه بر دين مااند و ما ايشان را عزيز ميداريم * ( لَرَجَمْناكَ ) * هر آينه تو را سنگسار ميكرديم نه آنكه مراد خوف ايشان بوده باشد از شوكت و استيلاى رهط شعيب چه رهط از سه است تا ده و گويند تا هفت و ايشان چندين هزار بودند * ( وَما أَنْتَ عَلَيْنا ) * و نيستى تو بر ما * ( بِعَزِيزٍ ) * ارجمند و مكرم بمرتبهء كه عزت تو مانع رجم يا موجب رحم شود اين كلام از عادت سفيه محجوج است كه در مقابل حجج و آيات زبان بسب و تهديد دراز كند و در ايراد ضمير انت در يلى حرف نفى تنبيه است بر آنكه كلام در فاعل است نه در فعل كه عزة است و اشعار بر آن كه مانع ايشان از ايذاء شعيب عزت قوم او بوده كانه قيل ( و ما انت علينا بعزيز بل رهطك هم الاعزة علينا ) و لهذا * ( قالَ ) * گفت شعيب در جواب ايشان كه * ( يا قَوْمِ أَ رَهْطِي ) * اى گروه من آيا عشيره من * ( أَعَزُّ عَلَيْكُمْ ) * عزيزترند بر شما و دوستترند نزد شما * ( مِنَ