الملا فتح الله الكاشاني
449
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
ساخت يا مراد بنجات اول عذاب دنيا است و بثانى عذاب آخرت يعنى هم چنان كه نجات ايشان داديم از عذاب دنيا كه بر كفار نازل شد ايشان را نجات ارزانى داشتيم از عذاب آخرت و اين تعريض است به آنكه كفار هم چنان كه در دنيا معذب شدند بسموم معذب باشند و در آخرت به عذاب غليظ * ( وَتِلْكَ عادٌ ) * تانيث اسم اشارة باعتبار قبيله است و يا اشارة بقبور و اثار ايشانست يعنى آن قبيله عاديانست يا آن اثرها كه در ديار احقاف مىبينيد آثار قبيلهء عاد است * ( جَحَدُوا ) * انكار كردند و كافر شدند * ( بِآياتِ رَبِّهِمْ ) * بآيتهاى پروردگار خود * ( وَعَصَوْا رُسُلَه ) * و عاصى شدند در فرستادگان او زيرا كه عاصى شدند در حق رسول خود و عصيان يك پيغمبر مستلزم عصيان همه پيغمبرانست چه هر پيغمبرى امر كرده است امت خود را بطاعت همه پيغمبران و ايمان آوردن بجميع ايشان * ( وَاتَّبَعُوا ) * و پيروى كردند * ( أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ ) * فرمان هر گردن كشى * ( عَنِيدٍ ) * ستيزه كار را يعنى عاصى شدند در حق كسى كه ايشان را به حق دعوت ميكرد و مطيع گشتند آنان را كه ايشان را بكفر و ضلالت ميخواندند از رؤساى ائمه كفر * ( وَأُتْبِعُوا ) * و از پى در آمده شدند * ( فِي هذِه الدُّنْيا ) * در اين سرا * ( لَعْنَةً ) * لعنت را كه دورى از رحمت است و هلاكت و يا بر زبان مؤمنان ايشان را لعنت كرده تا روز قيامت * ( وَيَوْمَ الْقِيامَةِ ) * و روز قيامت نيز لعنت در پى ايشان است و عذاب ابدى ملازم ايشان * ( أَلا إِنَّ عاداً ) * بدانيد كه قبيله عاد * ( كَفَرُوا رَبَّهُمْ ) * جاحد و منكر شدند بپروردگار خود يا كفران ورزيدند نعمت او را يا كافر شدند به او بحذف جار * ( أَلا بُعْداً ) * بدانيد كه دوريست * ( لِعادٍ ) * مر عاديان را يعنى از رحمت دورند و در انوار گفته كه اين دعاء عليهم است به هلاكت و مراد به آن دلالتست بر آن كه ايشان مستوجب آن چيزى بودند كه بر ايشان نازل شد و تكرار الا و اعادهء دگر ايشان به جهت تفظيع امر ايشان است و حث بر عبرت گرفتن به حال آنها و قوله * ( قَوْمِ هُودٍ ) * عطف بيان عاد است و فايده آن تميز است از عاد ثانيه كه عاد ارماند و با قوم ثمود هلاك شدند و ايما است باستحقاق ايشان مر بعد را به جهت آن چه جارى شد ميان ايشان و هود * ( وَإِلى ثَمُودَ ) * و فرستاديم بسوى قبيله ثمود * ( أَخاهُمْ صالِحاً ) * برادر ايشان صالح را مراد اخوة نسبى است * ( قالَ ) * گفت صالح * ( يا قَوْمِ اعْبُدُوا اللَّه ) * اى گروه من بپرستيد خداى را و بوحدانيت او بگرويد * ( ما لَكُمْ ) * نيست شما را * ( مِنْ إِله غَيْرُه ) *