الملا فتح الله الكاشاني
448
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
او در آنها بهر وجه كه خواهد يعنى او قادر و مالك و غالبست بر همه * ( إِنَّ رَبِّي ) * بدرستى كه آفريدگار من * ( عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * بر طريق حق و عدلست هيچ معتصمى نزد او ضايع نميشود و هيچ ظالمى از او فوت نميشود و در بحر الحقايق آورده كه صراط مستقيم آنست كه منتهى به حق باشد نه به غير او كما قال و ان الى ربك المنتهى و در نقد النصوص مذكور است كه ذات متعالى فى الحقيقة مصدر افعال و مؤثر در منفعلاتست به حكم تربيت هر يك را بحسب قابليت بسوى حضرت خود ميكشاند اينست سر * ( آخِذٌ بِناصِيَتِها إِنَّ رَبِّي عَلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ ) * * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * پس اگر بر گرديد و اعراض كنيد يعنى بر آن ثابت و راسخ باشيد * ( فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ) * پس بدرستى كه رسانيدم بشما * ( ما أُرْسِلْتُ بِه ) * آن چيزى را كه فرو فرستاده شده بودم بدان * ( إِلَيْكُمْ ) * بسوى شما يعنى وحى الهى بشما رسانيدم و بر شما نيز حجت گرفتم و چون قبول نكرديد حقتعالى شما را هلاك كند * ( وَيَسْتَخْلِفُ ) * و جانشين شما گرداند * ( رَبِّي ) * آفريدگار من * ( قَوْماً غَيْرَكُمْ ) * گروهى را غير از شما و در انوار گفته كه جملهء فعليه استينافست بوعيد ايشان به آن كه همه را هلاك گرداند و قومى ديگر را در ديار ايشان جاى دهد * ( وَلا تَضُرُّونَه شَيْئاً ) * و زيان نتوانيد رسانيد حق را چيزى باعراض شما از من و يا از قبول دعوة حق * ( إِنَّ رَبِّي ) * بدرستى كه پروردگار من * ( عَلى كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ) * بر همه چيزى نگه بانست يعنى افعال و احوال همه را نگاه ميدارد و مجازات آنها از او فايت نميشود و يا او حافظ و نگه بانست مرا از ضرر شما پس ممكن نيست كه شما ضررى به من توانيد رسانيد و چون كفار قوم هود عليه السّلام بدين سخنان متعظ نشدند حكم ربانى به عذاب ايشان نافذ گشت * ( وَلَمَّا جاءَ أَمْرُنا ) * و هنگامى كه آمد فرمان ما به عذاب ايشان * ( نَجَّيْنا هُوداً ) * نجات داديم هود را * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَه ) * و آن كسانى كه گرويده بودند با او به اين وجه كه گفتيم همه از ميان كفار بيرون رويد تا عذاب بشما نرسد و ايشان چهار هزار بودند كه همه را با هود از ميان كفار بيرون برده برهانيديم * ( بِرَحْمَةٍ مِنَّا ) * ببخشى و بخشايشى از ما يعنى باعطاى لطف و توفيق كه وسيلهء اهتداى ايشان شد و به جهت آن از آن عذاب برهيدند * ( وَنَجَّيْناهُمْ ) * و نجات داديم ايشان را * ( مِنْ عَذابٍ غَلِيظٍ ) * از عذابى درشت يعنى عذابى عظيم و ثقيل تكرير براى بيان آن چيزيست كه ايشان را نجات از آن داد و آن سموم دوزخ بود كه بمناخر كفار در آمد و از ديار ايشان بيرون شده اعضاى ايشان را پاره پاره