الملا فتح الله الكاشاني
447
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
را بحسابى نمىگرفتند و انكار مينمودند هم چنان كه پيغمبر ما صلَّى اللَّه عليه و آله را گفتند كه لو لا انزل عليه آية من ربه * ( وَما نَحْنُ ) * و نيستيم * ( بِتارِكِي آلِهَتِنا ) * ترك كنندگان عبادت خدايان خود * ( عَنْ قَوْلِكَ ) * از گفتار تو كه گويى همين خداى را پرستيد و ترك الههء خود گيريد اين حالست از فاعل تاركى كانه قيل ( و ما نحن نترك آلهتنا صادرين ) عن قولك * ( وَما نَحْنُ لَكَ ) * و نيستيم ما تو را * ( بِمُؤْمِنِينَ ) * گرويدگان به آنچه مىگويى اين اقناط است مر هود را از اجابت و تصديق * ( إِنْ نَقُولُ ) * نميگوئيم ما در شان تو * ( إِلَّا اعْتَراكَ ) * مگر آنكه رسانيدهاند به تو * ( بَعْضُ آلِهَتِنا ) * برخى از خدايان ما * ( بِسُوءٍ ) * رنجى و گزندى و المى و گويند مراد جنون است يعنى تو چون دم الههء ما ميكنى و دشنام ميدهى ايشان ترا ديوانه ساختهاند و بجهة اين سخنان كه نه بر طريق عقلست از تو شنوده مىشود اعتراك مقول قولست و الا لغو است زيرا كه استثناء مفرغست * ( قالَ ) * گفت هود عليه السّلام * ( إِنِّي ) * بدرستى كه من * ( أُشْهِدُ اللَّه ) * گواه ميگيرم خداى را * ( وَاشْهَدُوا ) * و شما نيز گواه باشيد * ( أَنِّي بَرِيءٌ ) * بر آنكه من بيزارم * ( مِمَّا تُشْرِكُونَ ) * از آنچه شما انباز ميگيريد * ( مِنْ دُونِه ) * بدون خدا يعنى در عبادت او ديگرى را شريك مىسازيد * ( فَكِيدُونِي جَمِيعاً ) * پس كيد كنيد به من همه يعنى مجتمع شويد بر كيد رسانيدن به من مراد آنست كه شما و خدايان شما در اهلاك من اتفاق نمائيد * ( ثُمَّ لا تُنْظِرُونِ ) * پس مرا مهلت ندهيد بلكه هر چه خواهيد در قصد من بكنيد كه من باك ندارم و بحمايت و عصمة الهى از مضرت و معرت شما نه انديشم اين آية جوابست از مقاله باطلهء ايشان به آنكه خداى را گواه گرفت بر برائة او از آلهة ايشان و فراغت قلب او از اضرار ايشان بجهة تاكيد آن و امر كرد ايشان را به آنكه گواهى بر او دهند بجهة استهانت بايشان و اين از جملهء معجزات هود عليه السّلام بود كه تن تنها در مواجهه جمعى كثير از جباران و اهل بطش و سطوت و ارباب شوكت و قوت كه به خون او تشنه بودند اين همه مبالغه نمود كه جمع شويد و اتفاق كنيد و بى مهلت در هلاك من سعى نمائيد و ايشان با وجود شدت و قهر و اقتدار و اختيار از رسانيدن اندك ضررى به دو عاجز شدند و چون هود عليه السّلام بكرم الهى وثوق تام داشت گفت * ( إِنِّي تَوَكَّلْتُ ) * بدرستى كه من توكل كردم * ( عَلَى اللَّه ) * بر خداى * ( رَبِّي وَرَبِّكُمْ ) * كه پروردگار من و پروردگار شما است و مهم خود را به او باز گذاشتم * ( ما مِنْ دَابَّةٍ ) * هيچ جنبندهء نيست * ( إِلَّا هُوَ آخِذٌ ) * مگر كه خدا گيرنده است * ( بِناصِيَتِها ) * موى پيشانى او را اخذ بنواصى تمثيل است بر مالكيت و قادريت او سبحانه بر جميع دواب و تصرف