الملا فتح الله الكاشاني

428

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( مُعْجِزِينَ ) * نيستند عاجز كنندگان مر خدا را از عذاب خود * ( فِي الأَرْضِ ) * در زمين يعنى در دنيا * ( وَما كانَ لَهُمْ ) * و نيست مر ايشان را * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * بجز از خداى * ( مِنْ أَوْلِياءَ ) * هيچ دوستانى كه عقوبت الهى از ايشان باز دارند ليكن تاخير عقاب از ايشان كرده تا روز قيامت تا عقوبت ايشان اشد و ادوم باشد * ( يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ) * افزوده شود براى ايشان عذاب يعنى دوباره معذب گردند به جهت ضلالت و اضلال اين استينافست براى بيان شدة عقاب ايشان * ( ما كانُوا ) * نبودند كه در دنيا * ( يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ ) * توانستندى شنيد يعنى شنيدن حق را چه از شنيدن آن كر بودند * ( وَما كانُوا يُبْصِرُونَ ) * و نبودند كه بديدندى يعنى آيات قدرت را چه از ديدن آن كور بودند يعنى خود را كور و كر گردانيده بودند از ديدن و شنيدن آيات هاديه مراد آنست كه بر وجه تامل و تدبر نظر در آيات نكردند تا به آن مهتدى شوند پس گوييا كور و كر بودند از آن اين علت مضاعفه عذابست و گويند اين بيان آن چيزيست كه نفى آن كرده بود از ولايت الهه بقوله * ( وَما كانَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّه مِنْ أَوْلِياءَ ) * چه هر چه نشنود و نه بيند صلاحيت ولايت ندارد و قوله * ( يُضاعَفُ لَهُمُ الْعَذابُ ) * اعتراض است أُولئِكَ الَّذِينَ آن گروه آنانند كه در بازار معامله خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ زيان كردند نفسهاى خود را يعنى زيان ايشان بديشان باز گردد وَضَلَّ عَنْهُمْ و گم شد از ايشان ما كانُوا يَفْتَرُونَ آنچه بودند كه افترى ميكردند از شفاعت بتان و درخواست ملائكه و يا زيان كردند به آنچه بدل كردند و ضايع شد از ايشان آنچه تحصيل كردند پس غير از ندامت و حسرت چيزى ايشان را باقى نماند * ( لا جَرَمَ أَنَّهُمْ ) * بى شك و شبهه ايشان * ( فِي الآخِرَةِ ) * در آن سراى * ( هُمُ الأَخْسَرُونَ ) * ايشاناند زيانكارتر از همه زيان كاران چه پرستش بتان را بپرستش خداى خريده‌اند و متاع دنياى فانى را بر نعيم عقبى اختيار كرده‌اند و بعد از ذكر كفار و عذاب ايشان بيان ابرار و ثواب ايشان مىكند بقوله * ( إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا ) * بدرستى كه آنان كه از روى خلاص گرويده‌اند * ( وَعَمِلُوا الصَّالِحاتِ ) * و كرده‌اند عملهاى شايسته از اداء فرايض و تعبد بنوافل * ( وَأَخْبَتُوا ) * و آرام گرفته‌اند * ( إِلى رَبِّهِمْ ) * بذكر پروردگار خود يا خشوع و خضوع كرده‌اند براى خدا يا از ما سواى او منقطع شده‌اند و يا انابة و تضرع نموده‌اند به او و اشتقاق آن از جنت است بمعنى ارض مطمئن * ( أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ ) * آنان ملازمان بهشتند * ( هُمْ فِيها ) * ايشان در جنان * ( خالِدُونَ ) * دايم و باقىاند * ( مَثَلُ