الملا فتح الله الكاشاني
429
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( الْفَرِيقَيْنِ ) * صفة دو گروه كه مؤمن و كافرند * ( كَالأَعْمى وَالأَصَمِّ ) * مانند كور و كرند * ( وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ ) * و مانند بينا و شنواى ميتواند بود كه مراد تشبيه كافر باشد به اعمى جهة تعامى او از آيات خدا و باصم جهة تصامم او از استماع كلام خدا و تانى او از تدبر در معانى آن و تشبيه مؤمن بسميع و بصير جهة آنست كه امر او بضد كافر است پس هر يك از كافران و مؤمن مباين ديگر باشد باعتبار وصفين متضادين و يا تشبيه كافر است بجامع بين العمى و الصمم و مؤمن بجامع بين السميع و البصير و ذكر عاطف جهة عطف صفة است بر صفة كقوله الصالح فالغانم فالايب و اين از باب لف و طباق است بعد از آن بر وجه انكار ميفرمايد كه * ( هَلْ يَسْتَوِيانِ ) * آيا برابرند اين دو فريق * ( مَثَلًا ) * در صفة و شبه يعنى برابر نيستند * ( أَ فَلا تَذَكَّرُونَ ) * آيا پند نميگيرند بدين مثلها و تامل نميكنند در آن استفهام براى تفريع و توبيخ است و در بحر الحقايق آورده كه اعمى آنست كه حق را باطل و باطل را حق بيند و اصم آنكه باطل را حق و حقرا باطل شنود و بدان عمل كند و بصير كسيست كه ديده بصيرتش بكحل بى يبصر جلا يافته باشد و سميع كسى كه گوش همتش بگوشواره بى يسمع آراسته بود هر كه به خدا بيند جز از خدا نه بيند هر كه به خدا شنود جز از خدا نشنود و بدانكه چون حقتعالى ذكر وعد و وعيد كرد و ترغيب و ترهيب در عقيب آن بيان اخبار انبيا نمود جهة تاكيد آن و تخويف خلقان و تسليه پيغمبر آخر الزمان و ابتدا بقصهء نوح كرد كه شيخ الانبيا است و ايذا و آزار او از پيغمبران ديگر بيشتر بوده و عذاب امة او فضيحتر و فرمود كه * ( وَلَقَدْ أَرْسَلْنا ) * بدرستى كه ما فرستاديم * ( نُوحاً إِلى قَوْمِه ) * نوح را بسوى قوم او پس گفت مر ايشان را * ( إِنِّي لَكُمْ ) * بدرستى كه من شما را * ( نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * بيمكنندهام هويدا يا روشن كننده موجبات عذاب و وجه اخلاص آن * ( أَنْ لا تَعْبُدُوا ) * بدل انى لكم است يا مفعول مبين يعنى بيان كنندهام آن گه نپرستيد * ( إِلَّا اللَّه ) * مگر خداى را و ميتواند بود كه ان مفسره باشد متعلق بارسلنا يا بنذير يعنى رسالت يا نذارت او به اين وجه بود كه ميپرستيد مگر خداى را كه اگر پرستش او ننمائيد * ( إِنِّي أَخافُ عَلَيْكُمْ ) * بدرستى كه ميترسم بر شما * ( عَذابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ) * عذاب روزى را كه مونست عذاب در وصف يوم باليم از قبيل اسناد مجازيست براى وقوع الم درد و اين لطف است در استدعا كه ادعى باجابت است غالبا * ( فَقالَ الْمَلأُ ) * پس گفتند اشراف و رؤسا * ( الَّذِينَ كَفَرُوا ) * آنان كه كافر بودند * ( مِنْ قَوْمِه ) * از قوم نوح * ( ما نَراكَ ) * نميبينيم تو را * ( إِلَّا بَشَراً مِثْلَنا ) * مگر آدمى مانند ما يعنى مزيتى