الملا فتح الله الكاشاني

407

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

اكنون او بشآمة گناه از ميان ما بيرون رفت ما بدرگاه تو آمده‌ايم و خود را به تو تسليم كرديم و بصدق تمام بوحدانيت تو گرويديم خدايا برحمت واسعة خودت و به قدر و جاه و منزلت يونس كه بر درگاه تو دارد اين عذاب را از ما دفع كن قومى ميگفتند خدايا يونس ما را گفته بود كه خداى من گفته بندگان را بخريد و آزاد كنيد ما بندگان توايم ما را بكرم عميم خود آزاد فرما جماعتى ديگر مياليدند كه خداوندا ما را يونس خبر داده بود كه تو كه خداوندى فرمودهء كه بيچارگان و دردمندان را دستگيرى كنيد بفضل و كرم خود ما را دستگير بعضى ديگر بعرض ميرسانيدند كه اى پروردگار ما يونس از قول تو ميفرمود كه هر كه بر شما ستم كند از او در گذرانيد خدايا ما بگناه بسيار خود بر خود ستم كرده‌ايم از ما عفو فرما گروهى ديگر بر اين گونه ادا كردند كه خدايا يونس ما را ميگفت كه پروردگار و آفريدگار من گفته است كه سايلان را رد مكنيد و محروم مسازيد ما سايلان بى چيز روى بدرگاه كرم تو آورده‌ايم ما را رد مكن و محروم مساز ما تهىدستان برآورديم دستى بر دعا نقد فيضى نه بر اين دست گنه كار همه قاضى حاجات درويشان و محتاجان تويى پس ادا كن از كرم حاجات بسيار همه عبد اللَّه مسعود روايت كرده كه صدق نيت و خلوص طوية ايشان را بر آن داشت كه هر مظالمى و حقى بر يكديگر داشتند رد آن كردند تا آنكه مردى سنگى را كه از مال غير در خانه زير بناى خود نهاده بود خانه خود را منهدم ساخت و آن را بركند به صاحبش داد و رسانيد صالح بن مرى روايت كند كه پيرى در ميان ايشان بود از بقاياى علماء ايشان مراد روبيل است كه مذكور شد ايشان را امر كرد كه همه ايمان آورده خداى را به اين كلمات بخوانيد كه ( يا حى يا قيوم يا حى حين لا حى يا محيى الموتى يا حى لا إله الا انت ) تا عذاب از شما رفع شود ايشان خداى را به اين كلمات بخواندند عذاب برحمت مبدل شد و هر گاه كسانى كه عمر خود را صرف كفر كرده باشند دعا كنند به اين كلمه بزرگوار مستجاب شود پس بلا شبهه اگر بنده مؤمن بابن نامهاى بزرگوار او سبحانه را بخواند حاجات دين و دنياى او باجابت مقرون گردد القصه روز چهلم كه جمعه بود و عاشورا اثر مناجات دلسوز ايشان ظهور نموده برات نجات از ديوان رحمت نوشته شد و ظلمة سحاب مرتفع گشته ابر رحمت بر سر ايشان گسترده شد و يونس از آن رخنه كوه كه متحصن شده بود متوجه نينوى شده ميخواست كه از حال قوم خود خبر گيرد چون بنزديك شهر رسيدند و بر صورت حال مطلع شده ملال بسيار بر او غلبه كرد و با خود گفت من ايشان را به نزول عذاب ترسانيدم و عذاب به رحمت مبدل شد اگر من بر اينشهر روم مرا بكذب نسبت دهند پس بدون اذن الهى كه متضمن ترك ندب بود روى بصحرا نهاده و بجهة اين ترك اولى كه از او بظهور رسيد چهل روز به شكم ماهى محبوس شد بر طريقى كه در سوره انبياء و الصافات