الملا فتح الله الكاشاني

399

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

تكرار كرد * ( رَبَّنا ) * آفريدگار ما ايشان را اينها دادهء * ( لِيُضِلُّوا ) * تا گمراه گردانند بندگان را * ( عَنْ سَبِيلِكَ ) * از راه عبادت تو و بعبادت فرعون خوانند و در انوار گفته كه ايندعا عليهم است بلفظ امر بجهة آنكه موسى از ممارسة احوال ايشان دانسته بود كه غير اضلال از ايشان صادر نشود كقولك ( لعن اللَّه ابليس و اخزى اللَّه الكفره ) يعنى بار خدايا بر سبيل تخليه و خذلان ايشان را بر ضلالت و اضلال خودشان بازگذار و گويند لام براى عاقبت است و غرض يعنى اموال بسيار به ايشان دادهء كه به آن مشغول و مغرور شده‌اند و عاقبت سر انجام ايشان باضلال مردمان كشيده و احتمال دارد كه براى علت باشد زيرا كه اعطاى نعم بر كفره استدراج است و تثبيت بر اضلال و نيز ايشان چون اموال را سرمايهء ضلال و سبب اضلال خود گردانيده بودند فكانه آن مال را به جهت اضلال بايشان داده پس ربنا تكرير اول باشد براى تاكيد تا تنبيه باشد بر آنكه مقصود و غرض ضلال و كفران ايشانست به جهت تقدم قوله * ( رَبَّنَا اطْمِسْ ) * اى پروردگار ما اثر محو فرست * ( عَلى أَمْوالِهِمْ ) * بر مالهاى ايشان يعنى صورت آن را به صورت ديگر منتقل ساز تا شوكت ايشان بشكند و از قتاده مرويست كه حقتعالى همهء درهم و دينار ايشان را سنگ گردانيد بر همان شكلى و نقشى كه داشت و سدى گفته كه تمام اموال ايشان از نقود و اطعمه و اشجار و اثمار همه سنگ شد و اين يكى از آيات تسع بود و ديگر موسى دعا كرد * ( وَاشْدُدْ عَلى قُلُوبِهِمْ ) * و سخت فراگير بر دلهاى ايشان يعنى به جهت اصرار بر كفر و فرط عناد ايشان مهر خذلان و تخليه بر دل ايشان نهاده آن را قاسى گردان * ( فَلا يُؤْمِنُوا ) * پس ايمان نياورند موسى بوحى معلوم فرموده بود كه ايشان ايمان نخواهند آورد لا جرم دعا كرد كه دل ايشان را سخت ساز تا به ايمان منشرح نشود و ايمان نياورند * ( حَتَّى يَرَوُا الْعَذابَ الأَلِيمَ ) * تا آنكه به بينند عذاب دردناك را كه آن غرقست در بحر قلزم اين جواب دعا است و يا دعا است بلفظ نهى يا عطف بر ليضلوا و ما بينهما دعاى معترض و چون موسى و هارون دعا را باتمام رسانيدند * ( قالَ ) * گفت خداى * ( قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما ) * بدرستى كه اجابت كرده شد دعاى شما هر دو برادر آورده‌اند كه موسى دعا ميكرد و هارون امين ميگفت و امين گوينده در دعا شريكست از اين جهت گفت كه دعاى هر دو مستجاب شد * ( فَاسْتَقِيما ) * پس ثابت باشيد بر دعوت و الزام حجت و تعجيل منمائيد كه مطلوب شما در وقت خود بظهور خواهد رسيد گويند بعد از چهل سال اثر اين دعا ظاهر شد * ( وَلا تَتَّبِعانِّ ) * و پيروى مكنيد در تعجيل * ( سَبِيلَ الَّذِينَ ) * راه آنان