الملا فتح الله الكاشاني
367
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( إِنَّما بَغْيُكُمْ ) * اى مردمان جز اين نيست كه ستم شما * ( عَلى أَنْفُسِكُمْ ) * بر نفسهاى خود بارتكاب معاصى و يا بر امثال و ابناى جنس خودتان * ( مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * برخوردارى زندگانى دنيا است يعنى تمتع و منفعت دو سه روزه ناپايدار است لذت آن روز بگذرد و عقوبت آن باقى ماند و گويند * ( عَلى أَنْفُسِكُمْ ) * خبر بغيكم است و * ( مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * خبر دوم آن است يعنى ظلم و ستم بر نفسهاى شما است و و بال آن راجع به آنست و آن بغى برخوردارى دنيا است و التذاذ دو سه روزهء آن و حفص متاع را به نصب خوانده و مصدر فعل محذوف داند يعنى برخوردار شوند از زندگانى دنيا بر خوردنى * ( ثُمَّ إِلَيْنا ) * پس بسوى ما * ( مَرْجِعُكُمْ ) * بازگشت شما است در قيامت * ( فَنُنَبِّئُكُمْ ) * پس خبر ميكنم شما را * ( بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * به آنچه هستيد كه عمل ميكنيد و مناسب آن پاداش خواهيم داد و چون در ما تقدم ذكر آن چيزى فرمود كه موجب ترغيب است در آخرت و تزهيد در دنيا و آن را منتهى ساخته به آنچه مذكور شد در عقب آن ذكر صفت دارين و حال هر يك مىكند بقوله * ( إِنَّما مَثَلُ الْحَياةِ الدُّنْيا ) * جز اين نيست كه مثل زندگانى دنيا در سرعت انقضاء و ادبار آن بعد از اقبال * ( كَماءٍ ) * مانند اينست يعنى باران كه * ( أَنْزَلْناه ) * فرو فرستاديم آن را * ( مِنَ السَّماءِ ) * از آسمان يا از ابر * ( فَاخْتَلَطَ بِه ) * پس آميخت به آن آب * ( نَباتُ الأَرْضِ ) * گياه رسته از زمين * ( مِمَّا يَأْكُلُ النَّاسُ ) * از آنچه ميخورند آدميان چون حبوب غاذية و ثمار و بقول * ( وَالأَنْعامُ ) * و از آنچه ميخورند چهارپايان چون گياه هاى تر و خشك * ( حَتَّى إِذا أَخَذَتِ الأَرْضُ ) * تا وقتى كه فرا گرفت زمين * ( زُخْرُفَها ) * پيرايه خود را باصناف نباتات و اشكال و الوان مختلفه آن مانند عروس كه متزين و متلبس شود بالوان ثياب * ( وَازَّيَّنَتْ ) * و آراسته شد و با زينت كشت بمحصولات گوناگون و ثمرات رنگارنگ * ( وَظَنَّ أَهْلُها ) * و گمان بردند اهل آن زمين * ( أَنَّهُمْ قادِرُونَ ) * آنكه ايشان قادرند * ( عَلَيْها ) * بر درويدن گياه و چيدن ميوه هاى آن يَأْتِيها ناگاه آمد بدان زمين * ( أَمْرُنا ) * عذاب ما يعنى فرمان ما به خرابى آن در رسيد * ( لَيْلًا ) * در شب * ( أَوْ نَهاراً ) * يا روز * ( فَجَعَلْناها ) * پس گردانيديم كشت و زرع آن زمين را * ( حَصِيداً ) * شبيه به آنچه دروده باشند يا از اصل بركنده * ( كَأَنْ لَمْ تَغْنَ ) * گوئيا كه هيچ لبث نكرده و موجود نگشته و اثر آن پيدا نشده * ( بِالأَمْسِ ) *