الملا فتح الله الكاشاني

349

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

* ( رَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * مهربانست و بخشاينده تقديم رؤف فرمود بر رحيم كه ابلغست به جهت محافظت بر فواصل است و ابلغيت آن از جهت آنست كه بمعنى شدت رحمت است و ببايد دانست كه حقتعالى هيچ پيغمبرى را در يك موضع به دو اسم اختصاص نداد مگر پيغمبر ما صلَّى اللَّه عليه و آله و در حق خود فرمود كه ان اللَّه بالناس لرؤف رحيم و در شان وى گفت كه * ( بِالْمُؤْمِنِينَ رَؤُفٌ رَحِيمٌ ) * و يك وجه از وجوه تفضيل آن حضرت بر انبياى ديگر عليه و عليهم الصلاة و السلام اينست كه يحيى بن جعده روايت كرده كه هر كس كه آيتى از قرآن نزد عمر خطاب آوردى ثبت نكردى تا دو گواه گواهى دادندى بر آن مگر اين آيه كه مردى نزد وى آورد فى الحال بنوشت و گفت گواهى در اين نميخواهم كان و اللَّه كذلك به خدا كه رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله چنين بود و گويند كه اين آخرين آيتست از قرآن كه فرود آمده و اين سوره آخرين سوره است كه بيكبار نازل شد و در مجمع آورده كه رؤف رحيم به اين معنى است كه رؤفست بر مطيعين و رحيم است بر مؤمنين و يا رؤفست باقربا و رحيمست باولياى خود يا رؤفست بهر كه او را ديده و رحيمست بهر كه او را نديده * ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * پس اگر برگردند منافقان از يارى و هوادارى و تخلف نمايند از فرمان بردارى او يا اعراض كنند كافران از ايمان آوردن به تو * ( فَقُلْ ) * پس بگو تو كه * ( حَسْبِيَ اللَّه ) * بس پسند است مر خداى كه شر شما را كفايت كند و مرا بر شما غالب گرداند و شما را مغلوب من سازد * ( لا إِله إِلَّا هُوَ ) * هيچ معبودى نيست به حق مگر وى اين در حكم دليلست بر ما قبل * ( عَلَيْه تَوَكَّلْتُ ) * بر وى توكل كردم و كار خود با وى گذاشتم پس اميدوارى و ترس كارى ندارم مگر از او * ( وَهُوَ ) * و او است * ( رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِيمِ ) * خداوند عرش بزرگ مراد ملك عظيم است يا جسم اعظم كه محيط است بر جميع آسمان و زمين و مقادير و احكام از آن نازل مىشود و قبلهء دعا و مطايف ملائكه است و آن را بكمال قدرت خود نگه ميدارد و مرويست كه عرش الهى هزار گز دارد و بروايتى سيصد هزار قاعده هر قاعده تا قاعده سيصد هزار سال است و همهء آن مملو است از حافات و صافات معنى مراد از آية آنست كه اى محمد ( ص ) بگو كه خداى كه عرش به اين عظمت نگاه ميدارد قادر است كه مرا از شر منافقان و كافران در پناه خود نگاه دارد آورده‌اند كه مردى صالح رسول ص را در خواب ديد كه در مجمع نشسته بود و اصحاب با او مجالست كرده مردى از جمله آشنايان در آمد خواست كه بنشيند رسول صلَّى اللَّه عليه و آله دست او را بگرفت و بر بالاى دست صحابه جاى داد گفتند يا رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله اين چه كس است كه او را بر ما تقديم فرمودى و به اين مرتبه در تكريم و تعظيم او كوشيدى فرمود كه اين مرديست كه در عقب هر نمازى دو آيه از آخر سورهء برائت ميخواند