الملا فتح الله الكاشاني

333

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ستايندگان حق بر آنچه برايشان رسد از سراء و ضراء و يا شناسندگان نعمة الهى در هر لحظهء * ( السَّائِحُونَ ) * روزه داران لقوله صلَّى اللَّه عليه و آله سياحة امتى الصوم و گويند وجه تسميهء صائم بسايح آنست كه در خبر آمده كه فرداى قيامت هر كسى را در بهشت جاى معين بدهند مگر روزه دار را كه حق سبحانه گويد كه تو در بهشت ميگرد و سياحت ميكن تا آنجا كه تو را خوش آيد فرود آى و يا سايحان سير كنندگاناند بطلب علم يا براى جهاد و زيارات يا بيرون آيندگان از باديهء نفس بسر منزل انس و بنا بر اول تشبيه صوم بساحت از حيثيت آنست كه آن رياضت نفسانيه است كه به آن متوصل ميتوان شد به اطلاع بر خفاياى ملك و ملكوت * ( الرَّاكِعُونَ ) * ركوعكنندگان در نماز يا خضوعآرندگان در نماز بر درگاه بىنياز * ( السَّاجِدُونَ ) * سجده كنندگان در صلاة يا طالبان قرب رفيع الدرجات * ( الآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ ) * فرمايندگان بايمان و طاعت و سنت حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله * ( وَالنَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ ) * و باز دارندگان از كفر و معصيت و ارتكاب بدعة ذكر عاطف در اين بجهة دلالست بر آنكه او با معطوف عليه در حكم خصلت واحده‌اند كانه قال الجامعون بين الوصفين و يا بجهة تضاد ميان امر و نهى چون ثيبات و ابكارا * ( وَالْحافِظُونَ ) * و نگاه دارندگان * ( لِحُدُودِ اللَّه ) * مر احكام شرايع خدا را ذكر واو اينجا بجهة تنبيه است بر آنكه ما قبل اين مفصل فضايل است و اينمجمل آنست و گويند كه بجهة ايذانست به آنكه متابع بسابع تمام شده از حيثيت آنكه سبعه عدد تام است و ثامن ابتدا است بعدد ديگر معطوف بر آن و لهذا آن را و او ثمانيه گويند وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِينَ و بشارت ده مؤمنانرا كه بدين صفات موصوفاند وضع مظهر در موضع ضمير دليل است بر آنكه ايمان داعى ايشانست بدين فضايل و مؤمن كامل آن كس است كه بر اين صفات باشد و حذف مبشر به اشارتست بتعظيم و تكثيران كانه قال ( و بشرهم بما يجل عن احاطة الافهام و تعبير الكلام ) و اصحاب ما روايت كرده‌اند كه اين صفات ائمه معصومين است زيرا كه جميع صفات بر وجه تمام و كمال در غير ايشان يافت نمىشود و در تفسير حسن بصرى واقع شده كه اهل اسلام از حضرت رسالت صلَّى اللَّه عليه و آله التماس كردند كه از براى آباى ما كه در جاهليت مرده‌اند استغفار فرما حقتعالى اين آيه را انزال فرمود كه * ( ما كانَ لِلنَّبِيِّ ) * صحيح نبود و نسزد و روا نباشد مر پيغمبر را * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * و آنان را كه گرويده‌اند * ( أَنْ يَسْتَغْفِرُوا ) * آنكه طلب آمرزش كنند * ( لِلْمُشْرِكِينَ ) * براى شرك آرندگان * ( وَلَوْ كانُوا ) * و اگر چه باشند آن مشركان * ( أُولِي قُرْبى ) *