الملا فتح الله الكاشاني

334

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

خداوند خويش * ( مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ ) * از پس آنكه روشن شده مر ايشان را * ( أَنَّهُمْ ) * آنكه ايشان يعنى ارباب شرك * ( أَصْحابُ الْجَحِيمِ ) * ملازمان دوزخند و اينكه مفسران اهل خلاف برانند كه چون ابو طالب عليه السّلام را وفات نزديك رسيد رسول صلَّى اللَّه عليه و آله ببالين او آمد و گفت يا عم انك اعظم الناس على حقا در همه جهان آن حق كه تو را بر منست هيچكس را نيست و آن دوستى تو كه در دل منست هيچكس را نيست و حق تو بر من از حق پدرم بيشتر است مرا بكلمهء شهادت يارى ده ابو جهل و عبد اللَّه اميه حاضر بودند گفتند ( أ ترغب عن ملة عبد المطلب ) و بروايت ديگر ( عن ملت ابراهيم ) جواب داد كه ( انا على دين عبد المطلب و دين ابراهيم ) رسول چون اين را شنيد فرمود پس براى تو استغفار كنم و چون قصد استغفار كرد اين آية آمد و او را از استغفار منع كرد قوليست باطل و سخنى است غير واقع زيرا كه اينسوره باتفاق نزديك بوفات سيد كاينات صلَّى اللَّه عليه و آله نازل شده و ابو طالب ابتداء اسلام فرمان يافته و نيز اگر اين صحيح باشد دلالت بر ايمان ابو طالب كند نه بر كفرش زيرا كه قول او كه ( انا على دين عبد المطلب ) دالست بر آن چه عبد المطلب نزد ما و مخالفان مسلمان بوده و نيز ابو طالب گفت كه من بر دين ابراهيمم و اين بديهى است كه هر كه بر ملت ابراهيم بود البته مسلمان باشد و استناد كفر به او موجب مكفر او و ديگر آنكه باجماع اماميه كه فرقهء حقه‌اند وى مسلمان بوده چگونه آيه در حق او باشد و دلايل داله بر اسلام ابو طالب در وسط اجزاى سابقه با بسط وجهى سمت ذكر يافته بعد از آن علت استغفار ابراهيم براى پدر خود يعنى عمش بيان مىكند بقوله * ( كانَ اسْتِغْفارُ إِبْراهِيمَ ) * و نبود آمرزش خواستن ابراهيم * ( لأَبِيه ) * براى پدر خود يعنى عمش آذر كه در تربيت و محافظت وى در حين طفوليت بمنزلهء پدر بود * ( إِلَّا عَنْ مَوْعِدَةٍ ) * مگر از براى وفا كردن وعدهء كه در وقت مناظره * ( وَعَدَها إِيَّاه ) * وعده كرده بود مر پدر خود را حيث قال سَأَسْتَغْفِرُ لَكَ رَبِّي يعنى زود باشد براى تو از خدا طلب مغفرت كنم بتوفيق ايمان كه مكفر ما قبل خود است و ما حى جميع خطيئات واقعه در حالت كفر و گويند ابراهيم آذر را دعوت كرد وى گفت كه من مؤمنم و به جهت اين براى او استغفار كرد و در ينابيع مذكور است كه اذر وعده داده بود ابراهيم را كه من ايمان خواهم آورد و اين اصح است فكانه قال ( فاغفر لابى اذا امن ) پس ضمير وعده راجع به آذر باشد و استغفار ابراهيم اينكه من طلب مغفرت ميكنم براى تو وقتى كه بگروى * ( فَلَمَّا تَبَيَّنَ لَه ) * پس آن هنگام كه روشن گشت مر ابراهيم را * ( أَنَّه عَدُوٌّ لِلَّه ) * كه آذر دشمن است مر خداى را يعنى بر كفر بميرد و يا بوحى او را معلوم شد كه او ايمان نخواهد آورد * ( تَبَرَّأَ مِنْه ) * بيزارى كرد از او و قطع استغفار نمود و گويند كه علم ابراهيم